فهرست مطالب
آمار بازدیدکنندگان

شهادت!

بسم الله الرحمن الرحيم

شهادت!

چه واژه زيبايي!

حتي چرخيدن زبون تو دهن براي اداي حروفش هم قشنگه.

مهمتر از همه چه توفيق قشنگي كه نصيب آدماي قشنگي هم مي شه.

بچه كه بودم از شهادت مي ترسيدم. پيش خوم فكر مي كردم تير خوردن خيلي درد داره. راستش از خون مي ترسيدم.

نمي گم بزرگ شدم اما حالا كه قد كشيدم…

نمي گم خيلي مي فهمم اما حالا كه دو كلوم بيشتر از زمون بچگيام مي فهمم…

مي بينم چقدر شهادت زيباست.

هنوزم معتقدم كه تير خوردن درد داره، شهادت غواص خيلي وحشتناكه، زنده زنده سوختن تو آتيش هم غير قابل تصوره اما…

اما ره صد ساله رو يك شبه طي مي كني.

يه جورايي اون درد و سوزش رو با ره صد ساله رو يك شبه طي كردن معامله مي كني.

بعدشم با خون سرخرنگ قشنگت، مشق نام زيباي ليلي مي كني.

يه چيزي رو توجه كردين؟

وقتي به غير از شهادت بخواي بري اون دنيا، بايد دوش بگيري و غسل كني و لباس عوض كني. (كفن و دفن ميت)

لحظه اخر لخت مادر زاد مثل روز اولي كه پا گذاشتي تو اين دنيا مي زارنت رو سنگ غسالخونه و دو نفر مي شورنت، چند نفر ديگه از آشناها هم بالا سرتن.

يه جورايي خدا داره آمادت مي كنه كه ستار العيوبي من ديگه داره تموم ميشه، از الان عيوبت يكي يكي داره معلوم مي شه.

اما شهيد…

خدا مي گه با همون لباس بيارينش.

مي خوام با همون عزتي كه عمري با اون عزت تو چشم مردم با مردم زندگي كرده حالا هم با همون عزت راهيش كنيد تا بياد پيش من.

الله اكبر كه خدا تو چشم حتي يك نفر هم نمي خواد ارزش شهيد رو پايين بياره.

يعني مي شه آدم به اختيار خودش عزرائيل رو دعوت كنه و به اختيار خودش دست از جونش بشوره؟؟؟

 

اللهم الرزقنا توفيق الشهاده

یک نظر بگذارید