فهرست مطالب
آمار بازدیدکنندگان

اعتماد؟!!!

یا حق


سلام
یه موضوعی که گاهی خیلی ذهنم رو به خودش مشغول می کنه بحث انسان و خداست.

ما آدما خیلی سعی می کنیم تو جامعه و خانواده طوری رفتار کنیم که اعتماد همه رو به خودمون جلب کنیم.
خیلی برامون مهمه حرفی که می زنیم مورد قبول واقع بشه، مخصوصا زمانی که سرپرست جایی یا عده ای باشیم و انتظار داریم که حرفمون عملی بشه.
این توقعاتیه ما از افراد دور و برمون داریم و گاهی اگه این توقعمون برآورده نشه مسلما هم ناراحت می شیم و هم اینکه اگر این موضوع از زیر دستامون تکرار بشه سعی می کنیم در مورد اون شخص یا اشخاص تصمیم جدیدی بگیریم.

حالا ما هم گاهی می شه که مافوق داریم.
گاهی ما فوق ما انسان دیگه ای هست و ما فوق همیشگی ما خداست.
خدا گاهی اوقات به انسان امر می کنه، گاهی هم داریم که درخواست می کنه.
ولی در هر دو صورت برای خدا خیلی مهمه که در برابر دستوراتی که می ده من بنده چقدر اون دستور رو می پذیرم.

از میون همه دستوراتی که خداوند داره یه چیزی خیلی تا حالا شده تو جامعه به اون دقت کنم و عکس العمل بنده های خدا رو در موردش ببینم این جملشه:

النجاه فی الصدق و الهلاکه فی الکذب

خدا با قاطعیت می گه نجات شما انسان ها در راستگویی و هلاکت و نابودی شما در دروغ گوییه.

در مورد دروغ هم فقط چند تا تبصره داره که به تعداد انگشت های یه دست هم نمی رسه.

اما…

به نظرتون چرا این حرف خدا رو باور نداریم؟
چرا فکر می کنیم نجاتمون در دروغگوییه؟
چرا با افرادی که نمی تونیم برخورد کنیم و شیوه برخورد با اونا رو بلد نیستیم تنها چیزی که به زبون میاریم اینه که با فلانی فقط باید چاخان کرد تا بشه باهاش تا کرد؟
تا حالا دیدم افرادی که هم بهم توصیه کردن با فلانی باید چاخان کرد تا بشه امورات گذروند و هم اینکه می بینم به راحتی راحتی دروغ می گن بدون اینکه ککشون بگزه!!!

من هنوز هم نتونستم بفهمم که چرا؟
همه حرفم اینه که چرا به حرف خدا اعتماد نداریم؟
چرا فکر می کنیم بیشتر از خدا می فهمیم و جاهایی که خدا می گه دروغ نگید به راحتی دروغ می گیم و گاهی از دروغ گوییمون خوشحالیم و فکر می کنیم نجات پیدا کردیم؟
دروغی که می گیم ارزش دلخوری خدا و ائمه داره؟
می گن وقتی انسان دروغ می گه بوی تعفنی از دهان انسان خارج می شه که عرشیان رو ناراحت می کنه و انسان دروغ گو رو نفرین می کنن.
واقعا یه دروغ ارزش اینا رو داره؟

به نظرم چه به فردی که دروغ می گیم و چه اطرافیانمون که می بینن و متوجه می شن که دروغ گفتیم اون شانیت و شخصیتمون رو خدشه دار می کنیم و حتی اون افراد هم دیگه بهمون اعتماد ندارن.

شاید خودم آدمی باشم که گاهی دستم در بره و دروغ بگم ولی از اطرافیانم که دروغ می شنوم کلا اعتمادم ازشون سلب می شه و خیلی سخت می تونم اعتماد قبلی رو نسبت بهشون به دست بیارم. حالا از پدر و مادر و همسرم گرفته تا برو بالا.

شاید دروغ می گیم به خاطر اینکه شجاعت برخورد با واقعیت رو نداریم.
وقتی این دنیا شجاعت برخورد با واقعیت رو نداریم و دروغ می گیم با کدوم شجاعت فردای قیامت جلوی خدا می خوایم حاضر بشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا دو تا سوال از شمای خواننده:
1. چرا به حرف خدا اعتماد نداریم و نجاتمون رو در دروغ گویی می دونیم؟
2. تمرین اینکه راست بگیم چقدر سخته؟

یک پاسخ به “اعتماد؟!!!”

  • متن هات خیلی قشنگن
    اگه اشکال نداشته باشه تو وبلاگم استفادشون کنم
    راستی من یه وبلاگ کوچولو دارم خوشحال میشم نظرتونو دربارش بدونم.

یک نظر بگذارید