فهرست مطالب
آمار بازدیدکنندگان

غم هجران (شعر)

بسم رب النور النور

غم هجران

بارالها! خسته ام از دوري و هجران تو ….. عاشقي درمانده ام افتاده ام بر خوان تو

از دل زارم برون ايد همي اين درد و غم …. كي شود ايد به سويم رحمتي از ان تو

گويدم برخيز از جا رفت دوران فراق …. رفت ان شبهاي تار و خلوت سوزان تو

گويدم برخيز از جا يار مي خواند تو را ….. يار مي گويد بيا امشب منم خواهان تو

هر چه كردي تو در اين عمر گران من ديده ام ….. من گذشتم امشب از اين جان نافرمان تو

در خيالم گوش مي دادم به دعوتهاي تو ….. ناگهان امد به سويم نوري از بستان تو

گفت: من بنده نوازم، دوستدار بنده ام….. بارها خواندم تو را، مانع شدند ياران تو

باز هم گويم بيا با هر لباس و توشه اي ….. من پذيرايم تو را، امشب منم خواهان تو


خب! اگه يه كم يه جوريه ببخشيد ديگه…
شعر از خودم بود…

التماس دعا
يا علي

یک نظر بگذارید