فهرست مطالب
آمار بازدیدکنندگان

نوشته های با برچسب ‘احکام نماز’

موارد جواز عدول در نماز

موارد عدول در نماز واجب کدام است؟

ج: عدول در موارد زیر واجب است:

1. از نماز عصر به نماز ظهر، در صورتی که در بین نماز عصر متوجه شود که نماز ظهر را نخوانده است.

2. از نماز عشا به نماز مغرب اگر در بین نماز عشا متوجه شود که نماز مغرب را نخوانده است و از محل عدول هم تجاوز نکرده باشد.

3. اگر دو نماز قضایی که در ادای آنهاترتیب معتبر است، بر عهده او باشد و بر اثر فراموشی قبل از ادای نماز اول به خواندن نماز دوم مشغول شود.

و عدول در موارد زیر مستحب است:

1. از نماز ادا به نماز قضای واجب، در صورتی که بر اثر آن وقت فضیلت ادا فوت نشود.

2. از نماز واجب به مستحب برای درک ثواب نماز جماعت.

3. از نماز واجب به نافله در ظهر روز جمعه برای کسی که قرائت سوره جمعه را فراموش کرده و به جای آن سوره دیگری را خوانده و به نصف رسیده و یا از آن گذشته است. البته در این مورد اگرچه عدول برای درک ثواب قرائت سوره‌ی جمعه موافق احتیاط استحبابی است، لکن میتواند آن سوره را رها کند و سوره جمعه را بخواند.

استفتائات مقام معظم رهبری

مقدمات نماز

ذات مقدس) مقدماتي لازم است که تا فراهم نشود، نماز صحيح نيست و آن مقدمات عبارتند از:
1- طهارت (وضو، تيمم، غسل)
 2- پاكي بدن و لباس از آلودگي
 3- مباح بودن لباس
4- اوقات نماز   
5- مكان نمازگزار
6- قبله
 طهارت
نمازگزار بايد براي انجام عبادت کسب طهارت کند، اين طهارت گاهي با وضو، غسل و در شرايطي هم با تيمم حاصل مي شود.

 وضو
وضو جزء ايمان است و به تعبيري نماز بدون وضو نماز نيست، امام رضا عليه السلام نيز درباره وضو مي فرمايد:
«لِأَنْ يَكُونَ الْعَبْدُ طَاهِراً إِذَا قَامَ بَيْنَ يَدَيِ الْجَبَّارِ عِنْدَ مُنَاجَاتِه‏؛
وضو يک ادب در برابر خداست، تا وقتي بنده هنگام نماز در برابر پروردگار مي ايستد؛ پاک باشد.»
البته وضو گرفتن براى قرائت قرآن، خواندن دعا و زيارت هم مستحب است.

 شرايط وضو
شرط صحيح بودن وضو سيزده چيز است.
1و2- آب وضو پاك و مطلق باشد. (مضاف نباشد)
آب، يا مطلق است يا مضاف: آب مضاف، آبى است كه از چيزى گرفته شود، مانند آب هندوانه و گلاب يا با چيزى مخلوط شود، مانند آبى كه با گِل مخلوط گردد، به صورتى كه ديگر به آن آب نگويند.
و غير از اينها آب مطلق است، كه پنج قسم مى باشد:
 اوّل: آب كُر، دوم: آب قليل، سوم: آب جارى، چهارم: آب باران، پنجم: آب چاه.
– وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است. اگر چه انسان نجس بودن يا مضاف بودن آن را نداند يا فراموش كرده باشد و اگر با آن وضو نمازي هم خوانده باشد، بايد آن نماز را دوباره با وضوي صحيح بجا آورد.
– اگر غير از آب آلوده مضاف، آب ديگري براي وضو ندارد، چنانچه وقت نماز تنگ است، بايد تيمم كند ولي اگر وقت دارد، بايد صبر كند تا آب صاف شود و وضو بگيرد.
3- آب وضو مباح باشد (غصبى نباشد)
– آب وضو و همچنين فضايي كه در آن وضو مي‏گيرد، بايد مباح باشد.
– وضو با آب غصبي و آبي كه معلوم نيست صاحب آن راضي هست ‏يا نه، حرام و باطل است ولي اگر سابقا راضي بوده و انسان نمي داند كه از رضايتش برگشته يا نه، وضو صحيح است.
4و5- ظرف آب وضو مباح باشد و از طلا و نقره  هم نباشد.
اگر آب وضو در ظرف غصبي است و غير از آن آب ديگري ندارد بايد تيمم كند و چنانچه با آن آب وضو بگيرد باطل است و اگر آب مباح ديگري دارد چنانچه در آن ظرف غصبي، وضوي ارتماسي بگيرد و يا با آن ظرف، آب به صورت و دستها بريزد وضويش باطل است ولي اگر با كف دست آب از آن ظرف بردارد و به صورت و دستها بريزد وضويش صحيح است اگر چه از جهت تصرف در ظرف غصبي فعل حرام، مرتكب شده است.
– وضو از ظرف طلا و نقره به احتياط واجب مثل وضو از ظرف غصبي است.
– وضوى ارتماسى آن است كه انسان صورت و دستها را به قصد وضو در آب فرو برد.
6- اعضاى وضو موقع شستن و مسح كردن پاك باشد.
اگر يکي از اعضاي وضو نجس باشد و بعد از وضو شک کند که پيش از وضو آن جا را آب کشيده يا نه، چنانچه در موقع وضو متوجه پاک بودن و نجس بودن آن جا نبوده، وضو باطل است، ولي اگر مي داند متوجه بوده يا شک دارد که متوجه بوده يا نه،وضو صحيح است و در هر صورت جايي را که نجس بوده بايدآب بکشد.
-اگر پيش از تمام شدن وضو، جايي را كه شسته يا مسح كرده نجس شود، صحيح است.
– اگر غير از اعضاي وضو جايي از بدن نجس باشد، وضو صحيح است. ولي اگر مخرج را از بول يا غائط تطهير نكرده باشد، اولي آن است كه اول آن را تطهير كند، بعد وضو بگيرد.
7- براى وضو گرفتن وقت باشد.
– هرگاه وقت به قدري تنگ است كه اگر وضو بگيرد، تمام نماز يا مقداري از آن بعد از وقت ‏خوانده مي‏شود، بايد تيمم كند، ولي اگر براي وضو و تيمم يك اندازه وقت لازم است، بايد وضو بگيرد.
– کسي كه در تنگي وقت نماز، وظيفه اش تيمم است اگر وضو هم بگيرد، وضويش صحيح است،چه براي آن نماز باشد و چه براي كار ديگري.
8- به قصد قربت باشد.   
– قصد قربت‏، يعني براي انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد و اگر براي خنك شدن يا به قصد ديگري وضو بگيرد باطل است.
-لازم نيست نيت وضو را به زبان آورد يا از قلب خود بگذراند، ولي بايد در تمام وضو متوجه باشد كه وضو مي‏گيرد، به طوري كه اگر از او بپرسند چه مي‏كني، بگويد وضو مي‏گيرم.
9- ترتيب را رعايت كند.
بايد وضو را به همان ترتيبي كه گفته شده به جا آورد، يعني اول صورت، بعد دست راست، بعد دست چپ شسته و در آخر سر و پاها مسح شود؛ البته بايد پاي راست پيش از پاي چپ مسح شود و اگر به اين ترتيب نباشد، وضو باطل است.
10- پى در پى باشد.
-اگر بين كارهاي وضو به قدري فاصله بيفتد كه وقتي مي‏خواهد جايي را بشويد يا مسح كند، رطوبت جاهايي كه پيش از آن شسته يا مسح كرده خشك شده باشد،وضو باطل است ولي اگر فقط رطوبت جايي كه جلوتر از محلي است كه مي‏خواهد بشويد يا مسح كند خشك شده باشد، مثلا موقعي كه مي‏خواهد دست چپ را بشويد رطوبت دست راست‏خشك شده باشد و صورت تر باشد، وضو صحيح است.
-اگر كارهاي وضو را پشت ‏سر هم بجا آورد، ولي به واسطه گرماي هوا يا حرارت زياد بدن و مانند اينها رطوبت‏خشك شود، وضوي او صحيح است.
-راه رفتن در بين وضو اشكال ندارد. پس اگر بعد از شستن صورت و دستها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را مسح كند، وضوي او صحيح است.
11- در كارهاى وضو از ديگرى كمك نگيرد.
– شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد و اگر ديگري او را وضو دهد يا در رسانيدن آب به صورت و دستها و مسح سر و پاها به او كمك نمايد، وضو باطل است.
-كسي كه نمي‏تواند وضو بگيرد، بايد نايب بگيرد كه او را وضو دهد و چنانچه مزد هم بخواهد در صورتي كه بتواند بايد بدهد، ولي بايد خود او نيت وضو كند و با دست‏خود مسح نمايد و اگر نمي‏تواند بايد نايبش دست او را بگيرد و به جاي مسح او بكشد و اگر اين هم ممكن نيست، بايد از دست او رطوبت بگيرد و با آن رطوبت‏ سر و پاي او را مسح كند.
-هر كدام از كارهاي وضو را كه مي‏تواند به تنهايي انجام دهد، نبايد در آن كمك بگيرد.
12- استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد.
-كسي كه مي‏ترسد كه اگر وضو بگيرد مريض شود يا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند، نبايد وضو بگيرد، ولي اگر نداند كه آب براي او ضرر دارد و وضو بگيرد و بعد بفهمد ضرر داشته، وضويش صحيح است. اگر چه احتياط مستحب آن است كه با آن وضو، نماز نخواند و تيمم كند و چنانچه با آن وضو نماز خوانده، دوباره آن را اعاده نمايد.
– اگر رساندن آب به صورت و دستها به مقدار كمي كه وضو با آن صحيح است ضرر ندارد و بيشتر از آن ضرر دارد، بايد با همان مقدار وضو بگيرد.
13- براي رسيدن آب به اعضاى وضو مانعى وجود نداشته نباشد.
-اگر مي‏داند چيزي به اعضاي وضو چسبيده، ولي شك دارد كه از رسيدن آب جلوگيري مي‏كند يا نه، بايد آن را برطرف كند يا آب را به زير آن برساند.
-خط قلم خودكار و لكه‏هاى رنگ و چربى و كِرِمْ در صورتى كه رنگ بدون جِرم باشد، مانع از وضو نيست، ولى اگر جرم دارد و روى پوست را گرفته بايد بر طرف شود.
-اگر زير ناخن چرك باشد، وضو اشكال ندارد. ولي اگر ناخن را بگيرد، بايد براي وضو آن چرك را برطرف كند و نيز اگر ناخن بيشتر از معمول بلند باشد، بايد چرك زير مقداري را كه از معمول بلندتر است برطرف نمايد.
-اگر در صورت، دستها، جلوي سر و روي پاها به واسطه سوختن يا چيز ديگر برآمدگي پيدا شود، شستن و مسح روي آن كافي است و چنانچه سوراخ شود، رساندن آب به زير پوست لازم نيست، حتي اگر پوست‏ يك قسمت آن هم كنده شود لازم نيست آب را به زير قسمتي كه كنده نشده برساند؛ ولي چنانچه پوستي كه كنده شده گاهي به بدن مي‏چسبد و گاهي بلند مي‏شود، بايد آن را قطع كند يا آب را به زير آن برساند.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)،ج1، ص172.

 طريقه وضو
بهتر است، پيش از وضو، دستها را تا مچ بشوييم، البته اين شستن، جزو اعمال وضو نمى‏باشد و مستحب است.
1- به نيّت وضو صورت را از بالا به پايين از جايى كه موى سر روييده تا چانه مى‏شوييم.
2- پس از شستن صورت، دست راست را از آرنج تا نوك انگشتان، از بالا به پايين، مى‏شوييم.
3- بعد از شستن دست راست، دست چپ را مانند دست راست مى‏شوييم.
4- بعد از شستن صورت و دست‏ها با رطوبتى كه بر دست مانده، جلوى سر را مسح مى‏كنيم؛ يعنى دست را بر سر گذاشته و كمى به طرف پيشانى مى‏كشيم. در مسح سر، لازم نيست دست بر پوست سر كشيده شود، بلكه بر موى جلوى سر هم صحيح است ولى اگر موى سر، زياد بلند باشد، بايد بيخ مو (جايى كه مو روييده) يا پوست سر را مسح كنيم. محل مسح جلو سر و روى پاها بايد خشك باشد، اگر جاى مسح تَر باشد بايد آن را خشك كرد ولى اگر رطوبت آن بقدرى كم باشد كه مانع از تأثير رطوبت دست بر آن نباشد اشكالى ندارد.
 5- پس از مسح سر، پاى راست را از نوك انگشت تا آخرِ برآمدگي روى پا مسح مى‏كنيم.
 6- در پايان، پاى چپ را مانند پاى راست مسح مى‏كنيم و با اين عمل وضو تمام مى‏شود.
براى مسح پا، كشيدن يك انگشت دست بر يك انگشت پا كافى است، ولى بهتر است تمام كف دست بر تمام روى پا كشيده شود.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص162.

 دعاي وضو
از مستحبات ديگر وضو، دعا کردن، هنگام وضو گرفتن است.
وقتي که فرد نگاهش به آب مي‌افتد:
«بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْمَاءَ طَهُوراً وَ لَمْ يَجْعَلْهُ نَجِساً؛
به نام الله و … و سپاس خدايي را که آب را پاک قرار داد و آن را نجس قرار نداد.»
وقتي که قبل از وضو دست خود را مي‌شويد:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِين؛‏
خدايا مرا از توبه کنندگان و از پاکيزگان قرار ده.»
وقتي که پيش از وضو و به عنوان يک امر مستحبي، آب در دهان مضمضه مي‌کند:
«اللَّهُمَّ لَقِّنِّي حُجَّتِي يَوْمَ أَلْقَاكَ وَ أَطْلِقْ لِسَانِي بِذِكْرِك؛‏
پروردگارا! روز قيامت در بيان دليل و حجت، مرا ياري کن و زبانم را به ذکر و شُکرت آزاد ساز.»
وقتي که پيش از وضو و به عنوان يک امر مستحبي، آب در بيني استنشاق مي‌کند:
«اللَّهُمَّ لَا تُحَرِّمْ عَلَيَّ رِيحَ الْجَنَّةِ وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَشَمُّ رِيحَهَا وَ رَوْحَهَا وَ طِيبَهَا؛
خدايا بوي بهشت را بر من حرام مکن و مرا از کساني قرار ده که عطر و رايحه آن را استشمام مي‌کنند.»
 وقتي که صورت را مي‌شويد(شروع وضو):
« اللَّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهِي يَوْمَ تَسْوَدُّ فِيهِ الْوُجُوهُ وَ لَا تُسَوِّدْ وَجْهِي يَوْمَ تَبْيَضُّ فِيهِ الْوُجُوه‏؛
خدايا روي مرا سفيد گردان در روزي که در آن صورت‌ها سياه مي‌شوند و روي مرا سياه مگردان، در روزي که در آن صورت‌ها سفيد مي‌گردند.»
وقتي که دست راست را مي‌شويد:
«اللَّهُمَّ أَعْطِنِي كِتَابِي بِيَمِينِي وَ الْخُلْدَ فِي الْجِنَانِ بِيَسَارِي وَ حَاسِبْنِي حِسابا يسيراً ؛
خدايا کتاب مرا به دست راستم عطا نما و جاودانگي در بهشت را به سمت چپ من [ببخش] و مرا به آساني مورد محاسبه قرار ده.»
وقتي که دست چپ را مي‌شويد:
«اللَّهُمَّ لَا تُعْطِنِي كِتَابِي بِشِمَالِي وَ لَامِنْ وَرَاءِ ظَهْرِي وَ لَا تَجْعَلْهَا مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِي وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ مُقَطَّعَاتِ النِّيرَان‏؛
خدايا کتاب مرا از بالا و [يا] از پشت به من عطا نفرما و آويخته‌اي بر گردنم قرار مده و از پاره‌هاي آتش به تو پناه مي‌برم.»
در مسح سر:
«اللَّهُمَّ غَشِّنِي بِرَحْمَتِكَ وَ بَرَكَاتِكَ وَ عَفْوِكَ؛
خدايا مرا به رحمت و برکت و بخشايشت غوطه‌ور ساز.»
در مسح پا:
«اللَّهُمَّ ثَبِّتْنِي عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ وَ اجْعَلْ سَعْيِي فِيمَا يُرْضِيكَ عَنِّي يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَام‏؛
خدايا مرا ثابت قدم گردان بر صراط، در روزي که قدم‌ها دچار لرزش مي‌شوند و کوشش مرا در آنچه که تو را خشنود مي‌سازد قرار ده اي صاحب جلال و اکرام.»

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص172.

 مبطِلات وضو
هفت چيز وضو را باطل مي كند:
1- بول
2- غائط
3- باد معده و روده كه از مخرج غائط خارج شود.
4- خوابي كه به واسطه آن چشم نبيند و گوش نشنود اما اگر چشم نبيند ولي گوش بشنود، وضو باطل نمي شود.
5- چيزهايي كه عقل را از بين مي برد مانند: ديوانگي، مستي و بيهوشي
6- استحاضه    
7- كاري كه بايد براي آن غسل كرد.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص200.

 وضوى جَبيره
چيزي كه با آن زخم و شكسته را مي بندند و دارويي كه روي زخم و مانند آن مي گذارند جبيره ناميده مي شود. اگر جبيره در يکي از اعضاي وضو وجود داشته باشد مانع رسيدن آب به آن عضو مي شود پس براي وضو  بايد به احکام وضوي جبيره عمل کرد.   
1- اگر در يكى از اعضا وضو، زخم، دُمَل و يا شكستگى باشد، چنانچه روى آن باز است و آب براى آن ضرر ندارد، بايد به طور معمول وضو گرفت.
2- اگر زخم يا دمل و يا شكستگى، در صورت و دستهاست و روى آن باز است و آب ريختن روى آن ضرر دارد، چنانچه كشيدن دست تَر بر آن، ضرر ندارد، بنابر احتياط واجب دست تَر، بر آن بكشد.
 اگر اين مقدار نيز ضرر دارد، يا زخم نجس است و نمى شود آن را آب كشيد، بايد اطراف زخم را، از بالا به پايين بشويد و بنابر احتياط مستحب، پارچه پاكى روى زخم بگذارد و دست تَر روى آن بكشد و اگر گذاشتن پارچه ممكن نيست، بايد اطراف زخم را بشويد و در هر صورت تيمّم لازم نيست.
3- اگر زخم يا دمل يا شكستگى در جلوى سر يا روى پاهاست و روى آن باز است، چنانچه نتواند آنرا مسح كند، بايد پارچه پاكى روى آن بگذارد و روى پارچه را با تَرى آب وضو كه در دست مانده مسح كند، و اگر گذاشتن پارچه ممكن نباشد، بايد به جاي وضو تيمم نمايد و بهتر است يک وضوي بدون مسح هم بگيرد.
4-اگر روى دمل، زخم يا شكستگى بسته باشد چنانچه باز كردن آن ممكن است و آب هم براى آن ضرر ندارد، بايد باز كند و وضو بگيرد چه زخم و مانند آن در صورت و دستها باشد، چه جلوى سر و روى پاها.
5-اگر نمى شود روى زخم را باز كرد ولى خود زخم يا چيزى كه روى آن گذاشته شده پاك است و رسانيدن آب به زخم هم ضرر ندارد، بايد آب را به زخم برساند.
– اگر زخم يا چيزى كه روى آن گذاشته شده نجس است، چنانچه آب كشيدن آن و رساندن آب بروى زخم ممكن باشد، بايد آن را آب بكشد و موقع وضو آب را به زخم برساند.
– در صورتى كه آب براى زخم ضرر دارد، يا آنكه رساندن آب به روى زخم ممكن نيست، يا زخم نجس است و نمى شود آنرا آب كشيد، بايد اطراف زخم را بشويد و اگر جبيره پاك است، روى آنرا مسح كند.
– اگر جبيره  هم نجس است، يا نمى شود روى آن دست تر كشيد، مثلاً دارويي است كه به دست مى چسبد، پارچه پاكى را به طورى كه جزء جبيره حساب شود، روى آن بگذارد و دست تر روى آن بكشد. اگر اين هم ممكن نيست، احتياط واجب آن است كه وضو بگيرد و تيمم هم بنمايد.
6-اگر در جاى وضو يا غسل چيزى چسبيده است كه برداشتن آن ممكن نيست، يا به قدرى مشقت دارد كه نمى شود تحمل كرد، بايد به دستور جبيره عمل كند، و بنابر احتياط واجب تيمم هم بنمايد.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص201.

 مواردي که بايد براي آن وضو گرفت
براى شش چيز وضو واجب است:
1- براى تمام نمازهاى واجب و مستحب غير از نماز ميت.
2- براى سجده و تشهد فراموش شده اگر بين آنها و نماز حدثى از او سر زده مثلا بول كرده باشد، ولى براى سجده سهو واجب نيست وضو بگيرد.
3- براى طواف واجب خانه كعبه
4- اگر نذر يا عهد كرده و يا قسم خورده باشد كه وضو بگيرد.
5- اگر نذر كرده باشد كه جايي از بدن خود را به خط قرآن برساند.
6- براى آب كشيدن قرآنى كه نجس شده

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص197.

 تيمّم
تيمم به معني قصد کردن و در اصطلاح شرع، قصد کردن به خاک پاک را مي‌گويند که بجاي وضو و يا غسل و در نبودن آب صورت مي گيرد.
در هفت مورد به جاى وضو و غسل بايد تيمّم كرد:
1- آب پيدا نکند. اگر انسان در آبادى باشد، بايد براى تهيه آب وضو و غسل بقدرى جستجو كند كه از پيدا شدن آن نااميد شود و اگر در بيابان باشد، چنانچه زمين آن پست و بلند است و يا به واسطه درخت و مانند آن، عبور در آن زمين مشكل است، بايد در هر يك از چهار طرف به اندازه پرتاب يك تير قديمى كه با كمان پرتاب مى‏كردند، به جستجوى آب برود ولي اگر زمين آن اين طور نيست، بايد در هر طرف به اندازه پرتاب دو تير جستجو نمايد.
2- مشقت بيش از حد: اگر به واسطه پيرى يا ترس از دزد و جانور و مانند اينها يا نداشتن وسيله‏اى كه آب از چاه بكشد، دسترسى به آب نداشته باشد، بايد تيمم كند و همچنين اگر تهيه آب يا استعمال آن به قدرى مشقت داشته باشد كه مردم تحمل نكنند.
 3- ترس از ضرر: اگر از استعمال آب بر جان خود بترسد يا بترسد كه به واسطه استعمال آب، مرض يا عيبى در او پيدا شود يا مرضش طول بكشد و يا شدت پيدا كند و به سختى معالجه شود بايد تيمم نمايد، ولى اگر آب گرم براى او ضرر ندارد، بايد با آب گرم وضو بگيرد يا غسل كند.
 4- نياز به آب براي حفظ جان: هرگاه بترسد كه اگر آب را به مصرف وضو يا غسل برساند خود او يا عيال، اولاد و كسانى كه با او همراهند از تشنگى بميرند يا مريض شوند و همچنين اگر كسى كه حفظ جان او واجب است به قدري تشنه باشد كه اگر انسان آب را به او ندهد تلف شود؛ بايد تيمم کند.
5- نياز به آب براي تطهير: كسى كه بدن يا لباسش نجس است و كمى آب دارد كه اگر با آن وضو بگيرد يا غسل كند، براى آب كشيدن بدن يا لباس او نمى‏ماند بايد بدن يا لباس را آب بكشد و با تيمم نماز بخواند. ولى اگر چيزى نداشته باشد كه بر آن تيمم كند، بايد آب را به مصرف وضو يا غسل برساند و با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.
 6- نداشتن آب مباح: اگر غير از آب يا ظرفى كه استعمال آن حرام است آب يا ظرف ديگرى ندارد، مثلا آب يا ظرفش غصبى است و غير از آن،  آب و ظرف ديگرى ندارد، بايد به جاى وضو و غسل، تيمم كند.
7- نداشتن وقت براي وضو و غسل: هرگاه وقت به قدرى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد يا غسل كند، تمام نماز يا مقدارى از آن بعد از وقت‏خوانده مى‏شود، بايد تيمم كند.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص385.

 چيزهايي كه تيمم به آنها صحيح است
تيمم به خاك، ريگ، کلوخ، گل پخته، سنگ گچ و سنگ مرمر صحيح است به شرط آن که پاك و تميز باشد.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص399.

 طريقه تيمم
1- نيت
در هنگام نيّت، بايد معيّن كند كه تيمّم او بدل از غسل است يا بدل از وضو و اگر بدل از غسل باشد، بايد آن غسل را معيّن نمايد و چنانچه اشتباهاً به جاى بدل از وضو، بدل از غسل يا به جاى بدل از غسل، بدل از وضو نيّت كند، يا مثلا در تيمّم بدل از غسل جنابت، بدل از غسل مسّ ميّت، نيّت نمايد،تيمّم او باطل است.
2- زدن دستها بر موارد تيمم:
زدن کف هر دو دست، بر چيزي که تيمم به آن صحيح است.
– براى تيمّم بايد انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر مانع ديگرى بر پيشانى يا دستها وجود دارد بايد بر طرف شود.
3- مسح پيشاني تا ابرو:
لازم است کف هر دو دست به تمام پيشاني و دو طرف آن، از جايي که موي سر ‌روييده تا ابروها و بالاي بيني کشيده شود.
– در تيمم بايد كف دست را بر پيشانى و روى دستها کشيد و اگر پيشانى يا دستها از زير آن كشيده شود، صحيح نيست.
4- مسح پشت دست راست و چپ:
کشيدن کف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن کشيدن کف دست راست به تمام پشت دست چپ
– براى آنكه يقين كند تمام پشت دست مسح شده، بايد مقدارى بالاتر از مچ را هم مسح كند، ولى مسح بين انگشتان لازم نيست.
– اگر پيشانى يا پشت دستها زخم باشد و پارچه يا چيز ديگرى را كه بر آن بسته شده نتوان باز كرد، بايد دست را روى آن كشيد.
– همچنين اگر كف دست زخم باشد و پارچه يا چيز ديگرى را كه بر آن بسته نتوان باز كرد، بايد دست را با همان پارچه بر چيزى كه تيمّم بر آن صحيح است زند و به پيشانى و پشت دستها كشيد.
– اگر مختصرى از پيشانى و پشت دست ها مسح نشود تيمّم باطل است، چه عمداً باشد و چه سهواً، ولى دقّت زياد هم، لازم نيست و همين كه بگويند تمام پيشانى و پشت دستها، مسح شده كافى است.
– پيشانى و پشت دستها را بايد از بالا به پايين مسح كرد و كارهاى آن را پشت سر هم انجام داد.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص406.

 غسل
يکي ديگر از موارد طهارت غسل است؛ که در لغت به معناي شستن و در اصطلاح به مجموع اراده قلبي و اجراي عملي در خصوص شستن بدن گفته مي‌شود.
غسل‌ها بر حسب حكم شرعي به دو دسته تقسيم مي‌شوند.
1- غسل واجب
2- غسل مستحب
غسل واجب يا مستحب را (به جز غسل ميت) به دو صورت مي‌توان انجام داد:
– ترتيبي
در غسل ترتيبي بايد به نيت غسل، نخست سر و گردن، و سپس نيمه راست بدن و بعد نيمه چپ بدن شسته شود.
– ارتماسي
غسل ارتماسي آن است كه انسان به نيت غسل يكباره در آب فرورود، به طوري كه آب يكدفعه يا به تدريج تمام بدن را فرا گيرد.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص229.

 لباس نمازگزار

 پوشاندن بدن در نماز
حد لازم پوشش براي مرد در نماز، پوشاندن عورت است گرچه بهتر است از ناف تا زانو را بپوشاند.
ولي زنان در نماز بايد تمام بدن را بپوشانند، به جز دستها و پاها تا مچ و صورت به مقدارى كه در وضو  شسته مي شود،گرچه پوشاندن آن نيز اشكال ندارد.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص463.

 شرايط لباس نمازگزار
لباس نمازگزار شش شرط دارد
 1- لباس پاك باشد. بهتر است نمازگزار براى نماز بهترين و تميزترين لباس خود را بپوشد.
2- لباس مُباح باشد. يعنى لباسى كه مى‏پوشد از خودش باشد و در صورتي که مال ديگرى است، با اجازه و رضايت صاحبش باشد.
3- لباس از اجزاى مُردار نباشد. لباس نمازگزار نبايد از اجزاء حيوان مرده اى که خون جهنده دارد باشد، بلکه احتياط واجب آن است که از اجزاى حيوانهاى مرده ديگر که خون جهنده ندارند (مانند ماهى و مار) نيز اجتناب کند.
4- لباس از حيوان حرام گوشت نباشد حتي اگر موي آن حيوان نيز همراه نمازگزار باشد نماز را باطل مي کند.(آب دهان، بيني و موي گربه)
5و6- اگر نمازگزار مرد است، لباس او از ابريشم خالص و طلاباف نباشد.
– زينت کردن به طلا، ( زنجير، انگشتر و ساعت مچي) براي مرد حرام و نماز با آن باطل است.
– پوشيدن لباس ابريشم در غير نماز هم براي مرد حرام است.
– با لباسهاى چرمى که از بازار مسلمانان تهيّه مى شود مى توان نماز خواند هرچند شک داشته باشد که از حيوانى است که ذبح شرعى شده يا نه.
 امّا اگر يقين داشته باشد که چرم از ممالک غير اسلامى و يا از يک فروشنده غير مذهبي تهيه شده؛ نماز با آن جايز نيست؛ ولي اگر نداند چرم از بلاد اسلامى يا غيراسلامى و يا چرم طبيعي يا مصنوعي است؛ اشکالى ندارد.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص468.

 مستحبّات لباس نمازگزار
چند چيز در لباس نمازگزار، مستحب است.
1- بستن عمامه با تحت الحَنَك (آويزان کردن يک طرف عمامه، به طوري که طرف آويزان عَمامه از زير چانه بگذرد.)
2- پوشيدن عبا    
3-لباس سفيد و تميز
4-استعمال عطر
 5- انگشتر عقيق

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص500.

 مكروهات لباس نمازگزار
چند چيز در لباس نمازگزار مكروه است.
1- پوشيدن لباس سياه ( مگر براى عزاى معصومين عليهم السلام كه مستحب است)
2- لباسهاى چرك و تنگ
3-لباس شرابخوار
4- لباس كسى كه از نجاست پرهيز نمى كند.
5- لباسى كه داراى نقش و عكس صورت است.
6- باز بودن دكمه هاى لباس
7- دست كردن انگشترى كه نقش صورت دارد.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص500.

 مكان نمازگزار

 شرايط مكان نمازگزار
مكان نمازگزار نُه شرط دارد:
1- مُباح باشد: كسى كه در ملك غصبى نماز مى‏خواند،اگر چه روى فرش و تخت و مانند اينها باشد، نمازش باطل است. ولى نماز خواندن در زير سقف غصبى و خيمه غصبى، مانعى ندارد.
2- بى حركت باشد: مكان نمازگزار بايد بى‏حركت باشد و اگر به واسطه تنگى وقت‏ يا جهت ديگر ناچار باشد در جايى كه حركت دارد (اتومبيل، كشتى و قطار) نماز بخواند، به قدرى كه ممكن است بايد در حال حركت چيزى نخواند و اگر آنها از قبله به طرف ديگر حركت كنند به طرف قبله برگردد.
– البته نماز خواندن در اتومبيل، كشتى و قطار و مانند اينها، وقتى که ايستاده، مانعى ندارد.
3- بتواند نماز را در آن مكان تمام كند: نمازگزار نبايد در جايى كه سقف آن كوتاه است و نمى‏تواند در آنجا راست بايستد، يا به اندازه‏اى كوچك است كه جاى ركوع و سجود ندارد، نماز بخواند و اگر ناچار شود كه در چنين جايى نماز بخواند، بايد به قدرى كه ممكن است قيام، ركوع و سجود را بجا آورد.
4- ماندن در آن مكان حرام نباشد: مثلا زير سقفى كه نزديك است خراب شود، نماز نخواند.
5- ايستادن يا نشستن بر آن حرام نباشد: نمازگزار بر فرشى كه اسم خدا بر آن نوشته شده، نماز نخواند.
6- جلوتر يا مساوى با مرقد معصوم عليه السلام نباشد: جلوتر از قبر مطهّر پيامبر و ائمه معصومين عليهم السلام و همچنين بنابر احتياط واجب مساوى با آن نيز، نماز نخواند.البته اگر چيزى مانند ديوار، بين او و قبر مطهّر باشد كه بى احترامى نشود اشكال ندارد.
7- مكان نماز نجس و مرطوب نباشد:اگر مكان نمازگزار نجس است، طورى تَر نباشد كه رطوبت آن به بدن يا لباس او برسد، ولى جاى پيشانى، اصلاً نبايد نجس باشد حتي اگر نجس و خشك هم باشد، نماز باطل است البته؛ بنابر احتياط مستحب، مكان نمازگزار اصلاً نبايد نجس باشد.
8- مسطح بودن مکان نمازگزار: جاى پيشانى بايد برابر با زانوها و سر انگشتان پا باشد و بيش از چهار انگشت بسته پايين تر يا بالاتر نباشد.
9- تقدم مرد بر زن: بنابر احتياط مستحب زن بايد عقب تر از مرد بايستد و جاى سجده او از جاى ايستادن مرد كمى عقب تر باشد.
– اگر زن در کنار مرد يا جلوتر بايستد و باهم وارد نماز شوند نماز هر دو باطل است، امّا اگر يکى قبلاً وارد نماز شده، نماز او صحيح و نماز دومى باطل است؛در اين حکم محرم و غير محرم تفاوتى ندارد.
-البته اگر ميان مرد و زن حايلي مانند ديوار، پرده يا به اندازه ده ذراع (تقريباً 5 متر) فاصله باشد شرط تقدم لازم نيست.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص503.

 مستحبات در مكان نمازگزار
1- در شرع مقدس اسلام بسيار سفارش شده، كه نماز در مساجد خوانده شود.
مساجدي چون مسجدالحرام، مسجدالنبي، مسجد كوفه، مسجد بيت‏المقدس، مسجد جامع هر شهر و سپس مسجد محله و بازار.
2- نماز در مشاهد مشرفه [حرم امامان عليهم‏السلام] به جا آورده شود که آنها از مساجد برترند.
3- نماز خواندن در روضه‏ى انبيا، مقام اوليا، صالحين، علما و عباد حتى در زمانى كه زنده‏اند.
4- نماز خواندن در مكان‏هاى مختلف، زيرا هر مكانى براى نمازگزارنده‏ آن در روز قيامت شهادت مى‏دهد.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص521.

 مكروهات مكان نماز
نماز خواندن، در چند جا، مكروه است، از جمله:
1- حمّام
2- زمين نمكزار
3- در مقابل انسان و درى كه باز است.
4- در جاده، خيابان و كوچه؛ اگرچه براى كسانى كه عبور مى كنند زحمت هم نباشد و چنانچه زحمت باشد حرام است ولي نماز باطل نيست.
5- مقابل آتش و چراغ، آشپزخانه و هرجا كه كوره آتش باشد.
 6- مقابل چاه و چاله اى كه محل فاضلاب باشد.
7- روبروى عكس و مجسمه چيزى كه روح دارد، مگر روى آن را بپوشانند.
8- در اطاقى كه شخص جنب در آن باشد.
9- در جايى كه عكس باشد اگرچه روبروى نمازگزار نباشد.
10- در قبرستان

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص522.

 مسجد
مسجد، از نخستين نهادهايي است كه در صدر اسلام و به هنگام هجرت رسول اكرم(ص) از مكه به مدينه شكل گرفت. شكل‌گيري مساجد از مصاديق بارز جامعه اسلامي است. عبادات جمعي در اسلام جايگاهي خاص دارد و فلسفه وجودي مسجد نيز عبادت جمعي است.
از آنجا که مسجد يکي از برترين مکانهاي برگزاري نماز است؛ احکامي دارد که بايد توسط نمازگزاران  رعايت شود از جمله:
1- نجس كردن زمين، سقف، بام و طرف داخل ديوار مسجد حرام است و هر كسى بفهمد نجس شده، بايد فوراً نجاست آن را برطرف كند. بنابر احتياط واجب طرف بيرون ديوار مسجد نيز همين حکم را دارد.
2- فروختن در، پنجره و چيزهاى ديگر مسجد، حرام است و اگر مسجد خراب شود، بايد آن را صرف تعمير همان مسجد کرد و چنانچه در آن مسجد کاربرد نداشت، بايد در مسجد ديگرى مصرف شود.
اگر براى مساجد ديگر نيز کاربرد نداشت، مى توان آن را فروخت و پول آن را صرف تعمير همان مسجد و يا مساجد ديگرکرد.
3- تميز كردن مسجد ثواب بسيار دارد و نجس كردن آن حرام و تطهير آن واجب است.
4- محل عبور قرار دادن مسجد بدون آن كه در آن نماز خوانده شود؛ مكروه است.
5- نماز خواندن در مسجدى كه نماز خوان ندارد و غريب است ثواب بيشترى دارد.
 6- مستحب است انسان با وضو به مسجد برود، هر چند نمى‏خواهد نماز بخواند.
7- ساختن مسجد و تعمير آن مستحب است.
8- مكروه است همسايه مسجد، در غير مسجد نماز بخواند.
9- وقتى مسلمان وارد مسجد مى شود، مستحب است دو ركعت نماز، به قصد تحيّت و احترام مسجد بخواند و اگر نماز واجب يا مستحب ديگرى نيز بخواند، كافى است.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص523.

 اوقات نمازهاى پنجگانه
بهتر است مسلمان، نماز را در اوّل وقت بجا آورد و هرچه به اوّل وقت نزديكتر باشد ثواب بيشترى دارد.
 اگر كسى نمازهاى خود را در وقت تعيين شده نخواند گناه كرده و بايد بعداً به نيّت قضا بجا آورد.

 نماز صبح
نزديك اذان صبح، از طرف مشرق، سپيده اى رو به بالا حركت مى كند كه آن را «فجر اول» گويند. زماني كه آن سپيده پهن شد «فجر دوم» و اول وقتِ نماز صبح است و زماني كه آفتاب طلوع کرد آخر وقت نماز صبح.
– البته بهتر است نماز صبح را قبل از روشن شدن هوا در همان تاريکي اوّل صبح بجا آورد.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)،ج1، ص432.

 نماز ظهر و عصر
اگر شاخص(چوب يا چيزى مانند آن) را به طور عمودى در زمين هموار فرو برند، صبح موقع طلوع خورشيد، سايه آن به سمت مغرب مى افتد و هر چه آفتاب بالاتر مى آيد اين سايه كم تر مى شود و در اول ظهر شرعى به آخرين درجه كوتاهى مى رسد و ظهر كه گذشت، سايه آن به طرف مشرق برمى گردد و هر چه خورشيد رو به مغرب مى رود، سايه زيادتر مى شود، بنابراين، وقتى سايه به آخرين درجه كوتاهى رسيد اول ظهر شرعى و زمان نماز ظهراست.
 ولى در بعضى شهرها مثل مكّه كه گاهى موقع ظهر سايه به كلّى از بين مى رود، بعد از آنكه سايه دوباره پيدا شد، معلوم مى شود ظهر شده است.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)،ج1، ص423.

 نماز مغرب و عشا
مغرب موقعي است که سرخي طرف مشرق که بعد غروب آفتاب پيدا مي شود از بين برود.
نماز مغرب و عشا هر كدام وقت مخصوص و مشتركى دارند:
وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتى كه از مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز بگذرد.
وقت مخصوص نماز عشا موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد كه اگر كسى تا اين موقع نماز مغرب را عمداً نخواند، بايد اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بجا آورد.
بين وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترك نماز مغرب و عشا است، كه اگر كسى در اين وقت اشتباهاً نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند و بعداز نماز متوجه ‏شود، نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص428.

 قِبله
كعبه كه در شهر مکه و در مسجدالحرام قرار دارد، قبله است و مسلمانان بايد رو به آن نماز بخوانند. كسى كه بيرون شهر مكه و دور از آن است، اگر طورى بايستد كه بگويند رو به قبله نماز مى‏خواند، كافى است.
اين امر اختصاص به نماز ندارد، بلكه ذبح حيوان هم بايد به سوى قبله باشد تا پاكيزه و حلال گردد.
البته شايسته تر است؛ مسلمان تمام کارهاي خود از جمله خواب و خوراک را رو به قبله انجام دهد، خصوصاً اينکه در پايان زندگى، جسم را نيز رو به قبله به خاك مى‏سپارند.
– كسي كه نماز واجب را ايستاده ميخواند، بايد طوري بايستد كه بگويند رو به قبله ايستاده و لازم نيست زانوها و نوك پاي او هم رو به قبله باشد.
– كسي كه بايد نشسته نماز بخواند، اگر نميتواند بطور معمول بنشيند و در موقع نشستن، كف پاها را به زمين مي گذارد، بايد در موقع نماز صورت و سينه و شكم او رو به قبله باشد و لازم نيست ساق پاي او رو به قبله باشد.
– كسي كه بايد خوابيده نماز بخواند، بايد در حال نماز به پهلوي راست بخوابد طوري كه جلوي بدن او رو به قبله باشد و اگر ممكن نيست بايد به پهلوي چپ بخوابد و جلوي بدن همچنان رو به قبله و اگر به اين شکل هم نتواند بايد به پشت بخوابد و كف پا رو به قبله باشد.
– نماز مستحبي را مي شود در حال راه رفتن و سواري هم خواند و اگر مسلمان در اين دو حال، نماز مستحبي بخواند لازم نيست رو بقبله باشد.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)،ج1، ص452.

 روش تشخيص قبله
1- علم (يقين):
اگر كسي علم به قبله بودن يك جهت پيدا كرد، بايستي حكم به قبله بودن آن طرف نمايد.
– شخصي كه يقين به قبله ندارد، اگر بخواهد غير از نماز كاري انجام دهد كه شرط قبله لازم است، مثلاً بخواهد سر حيواني را ببرد، بايد به گمان عمل نمايد و اگر گمان ممكن نيست به هر طرف كه انجام دهد صحيح است.
2- شهادت دو نفر شاهد عادل:
به شرطي كه شهادت آنان از روي حس و مشاهده باشد كه در اين صورت ولو شهادت آنان يقين هم نياورد،جايگزين يقين مي شود.
3-  شناسايي علمي:
شخصي که مورد اطمينان است از روي قاعده علمي قبله را شناسايي کند.
4- ظن و  گمانى كه از محرابِ مساجد و قبورِ مسلمين حاصل شود:
ظن و  گمان از هر راهي که باشد، چه از راه محراب مساجد و قبور مسلمين و چه از گفته صاحب خانه، خورشيد، ستاره و قطب نما.
– البته بايد توجه داشت در صورتي مي توان به گمان عمل كرد كه شخص نتواند گمان قوي تري پيدا كند، والا بايستي گمان قوي تر را تحصيل نمايد؛ مثلا اگر مهمان از گفته صاحب خانه گمان به قبله پيدا كرد، ولي از راه ديگرگمان قوي تر به دست آورد، نبايد به حرف او عمل نمايد.
– اگر شخص براي پيدا كردن قبله وسيله‌اي ندارد، يا با اين كه كوشش كرده، گمانش به طرفي نميرود، چنانچه وقت نماز وسعت دارد بايد چهار نماز به چهار طرف بخواند و اگر به اندازه چهار نماز، وقت ندارد؛ بايد به اندازه‌اي كه وقت دارد، نماز بخواند، مثلا اگر فقط به اندازه يك نماز وقت دارد، بايد يك نماز به هر طرفي كه ميخواهد بخواند.
– كسي كه بايد به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا را بخواند بهتر آن است كه نماز اول را به هر چهار طرف بخواند، بعد نماز دوم را شروع كند.

توضيح المسائل مراجع(فتاواي 12 مرجع)، ج1، ص455.

در چه سفری نماز کامل، و در چه سفر نماز شکسته است؟

بسم الله

 

شرط اول در نماز شکسته آنكه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد پس كسى كه رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است اگر رفتن او كمتر از چهار فرسخ نباشد بايد نماز را شكسته بخواند بنابر اين اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد بايد نماز را تمام كند و همچنین اگر بين دو محلى كه فاصله آنها كمتر از چهار فرسخ است چند مرتبه رفت و آمد كند اگر چه روى هم رفته هشت فرسخ شود بايد نماز را تمام بخواند.

شرط دوم از سفر آنكه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگربه جايى كه كمتر از هشت فرسخ است مسافرت كند و بعد از رسيدن به آن جا قصد كند جايى برود كه با مقدارى كه آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته بايد نماز را تمام بخواند، ولى اگر بخواهد از آن جا هشت فرسخ برود يا چهار فرسخ برود و به وطنش يا به جايى كه مى‏ خواهد ده روز بماند برگردد بايد نماز را شكسته بخواند.
كسى كه نمى ‏داند سفرش چند فرسخ است مثلا براى پيدا كردن گمشده‏اى مسافرت مى ‏كند و نمى‏ داند كه چه مقدار بايد برود تا آن را پيدا كند بايد نماز را تمام بخواند


شرط سوم: آنكه در بين راه از قصد خود برنگردد، پس اگر پيش از رسيدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد، يا مردد شود، بايد نماز را تمام بخواند.

اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود چنانچه تصميم داشته باشد كه همان جا بماند يا بعد از ده روز برگردد يا در برگشتن و ماندن مردد باشد، بايد نماز را تمام بخواند.


شرط چهارم در شکسته شدن نماز در سفر، آنكه نخواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد، يا ده روز يا بيشتر در جايى بماند، پس كسى كه مى‏ خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، يا ده روز در محلى بماند بايد نماز را تمام بخواند و كسى كه نمى ‏داند پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش مى‏ گذرد يا نه،يا ده روز در محلى مى‏ ماند يا نه، بايد نماز را تمام بخواند.

شرط پنجم از شکسته شدن نماز در سفر، آن كه براى كار حرام سفر نكند، و اگر براى كار حرامى مانند دزدى سفر كند، بايد نماز را تمام بخواند. و همچنين است اگر خود سفر حرام باشد،مثل آن كه براى او ضرر داشته باشد، يا زن بدون اجازه شوهر سفرى برود كه بر او واجب نباشد، ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، بايد نماز را شكسته بخواند و سفرى كه اسباب اذيت پدر و مادر باشد حرام است و انسان بايد در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگيرد.


شرط ششم در نماز شکسته در سفر آنكه از صحرانشينهايى نباشد كه در بيابانها گردش مى‏ كنند و هر جا آب و خوراك براى خود و حشمشان پيدا كنند مى مانند و بعد از چندى به جاى ديگر مى ‏روند پس صحرانشينها در اين مسافرتها بايد نماز را تمام بخوانند.


شرط هفتم در نماز شکسته در سفر آنكه شغل او مسافرت نباشد، بنابراين شتردار و راننده و چوبدار و كشتيبان و مانند اينها، اگرچه براى بردن اثاثيه منزل خود مسافرت كنند، در غير سفر اول بايد نماز را تمام بخوانند، ولى در سفر اول اگرچه طول بكشد، نمازشان شكسته است.(جزئیات بیشتر هم دارد که باید سوال شود)


شرط هشتم در نماز شکسته مسافر آنكه به حد ترخص برسد، يعنى از وطنش يا جايى كه قصد كرده ده روز در آنجا بماند، بقدرى دور شود كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود
پس در کمتر از حد ترخص و یا اگر بخواهد در محلى نماز بخواند كه شك دارد به حد ترخص، يعنى جايى كه اذان را نشنود و ديوار را نبيند رسيده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند

مسافرى كه در بين مسافرت به وطنش رسيده ، تا وقتى در آن جا هست بايد نماز را تمام بخواند و محلى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن اوست چه در آن جا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آن جا را براى زندگى اختيار كرده باشد.

اگر مسافر بعد از رسيدن به هشت فرسخ، سى روز در محلى بماند و در تمام سى روز در رفتن و ماندن مردد باشد بعد از گذشتن سى روز اگر چه مقدار كمى در آن جا بماند بايد نماز را تمام بخواند.

مسافر مى‏ تواند در مسجد الحرام و مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم و مسجد كوفه نمازش را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد در جايى كه اول جزو اين مساجد نبوده و بعد به اين مساجد اضافه شده نماز بخواند احتياط مستحب آن است كه شكسته بخواند اگر چه اقوى، صحت تمام است و نيز مسافر مى‏ تواند در حرم و رواق حضرت سيد الشهدا عليه السلام بلكه در مسجد متصل به حرم نماز را تمام بخواند.

تذکر: با توجه به احکام متنوع نماز مسافر و اختلاف نظر مراجع در این موارد،بهتر است سوال به صورت جزئی و با ذکر مرجع تقلید پرسیده شود.

رساله مراجع،احکام نماز مسافر،م1272تا1356