Warning: file_exists(): File name is longer than the maximum allowed path length on this platform (260): D:\Inetpub\vhosts\etrenamaz.ir\httpdocs/wp-content/themes/izidreams/izidreams/single-post-%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%af%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%85%d9%8a-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af%d8%9f.php in D:\Inetpub\vhosts\etrenamaz.ir\httpdocs\wp-includes\template.php on line 630

Warning: file_exists(): File name is longer than the maximum allowed path length on this platform (260): D:\Inetpub\vhosts\etrenamaz.ir\httpdocs/wp-content/themes/izidreams/izidreams/single-post-%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%af%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%85%d9%8a-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af%d8%9f.php in D:\Inetpub\vhosts\etrenamaz.ir\httpdocs\wp-includes\template.php on line 633

Warning: file_exists(): File name is longer than the maximum allowed path length on this platform (260): D:\Inetpub\vhosts\etrenamaz.ir\httpdocs/wp-includes/theme-compat/single-post-%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%af%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%85%d9%8a-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af%d8%9f.php in D:\Inetpub\vhosts\etrenamaz.ir\httpdocs\wp-includes\template.php on line 636
چرا گاهي فرزندانمان نماز نمي خوانند؟
فهرست مطالب
آمار بازدیدکنندگان

چرا گاهي فرزندانمان نماز نمي خوانند؟

بسم الله

پيش از پرداختن به اين پرسش که چگونه فرزندانمان را به برپايي نماز صبح دعوت کنيم، بايد بپرسيم چرا، گاه

 فرزندان نماز نمي خوانند؟

 علل و عواملي چند در اين بازدارندگي يا سهل انگاري و بي رغبتي مؤثرند:

۱- عوامل و علل اعتقادي: وقتي کودک و نوجوان فاقد باور عميق و ريشه دار نسبت به خدا و معاد باشد نه

 پشتوانه اي از عشق دارد تا او را برانگيزد و نه انگيزه اش چون خوف و هراس از بازخواست اخروي تا او

 را به اداي تکليف ديني وادارد.

آن که صبحگاهان با وجود همه جاذبه هاي خواب، بستر را رها مي کند و به نماز مي ايستد يا از سر عشق و

 شيفتگي و معرفت به پروردگار است يا لااقل ترس از مجازات و آن که روشني يقين در دل ندارد شوق برپايي

 نماز نخواهد داشت.

۲- نمادها و نمودهاي نامطلوب دينداران:

کودکان و نوجوانان کنجکاوانه و دقيق زندگي ما را مي کاوند، اگر ما به نمازشان بخوانيم و آنها ا را به عنوان

 نمازگزار در ارتکاب گناه و ناشايسته بي پروا ببينند ميان "نماز" و "رفتار" به جست وجوي رابطه مي

 پردازند و احيانا چنين داوري و نتيجه گيري مي کنند که نمازگزاران چنين اند.

همين کافي است که نماز را متهم کنند و از آن گريز و پرهيز پيدا کنند.

۳- رفتارهاي گناه آلود و ناروا:

اگر نماز از فحشا و منکر باز مي دارد، فحشا و منکر نيز مي تواند بازدارنده از نماز باشد!

 وقتي فضاي زندگي ما از دروغ، فريب، حرام خواري، غيبت و حرمت شکني تباه و سياه شود، بازتاب آن نه

 تنها در نماز ما که در نماز و کنش هاي ديني فرزندانمان محسوس و مشهود است.

نه خود گناه کنيم و نه فضايي لغزاننده و گناه زا براي فرزندانمان فراهم کنيم. رهاورد چنين فضاي مهذبي اقبال

 فرزندان به نماز خواهد بود.

هنگام نشاط، بهترين فرصت براي عبادت

۴- جزر و مدها و زيرو بم هاي دروني: روح انسان دستخوش دگرگوني هاي دائمي است.

عناصر و عوامل گوناگوني در جان انسان آشوب مي آفرينند.

در هنگام اقبال و نشاط بهترين فرصت براي دعوت به عبادت حتي عبور از مرز "فرائض" به نوافل است و در

 هنگام بي نشاطي يا ادبار، خط قرمز ورود به حوزه نوافل و درنگ و توقف در قلمرو فرائض.

شناخت اين جزر و مدها و ايجاد ارتباط سنجيده در آن موقعيت، در رفتارها، موضع گيري ها و نگرش هاي

 آينده فرد بسيار مؤثر است.

والدين از نماز استفاده ابزاري نکنند

۵- انتظار و تلقي ناروا از نماز:

وقتي جايگاه نماز درست تحليل و تبيين نشود ممکن است بعد از مدتي نماز کنار گذاشته شود يا منظم برپا نشود

 که اين نيز به حذف نماز مي انجامد.

گاه از نوجوان مي پرسيم چرا نماز نمي خواني؟ و پاسخ اين است که هرچه از خدا خواستم که به فلان خواسته و

 آرزويم برسم، نرسيدم و ديگر نماز نمي خوانم، يا مدتي نماز خواندم و ديدم مشکلم حل نشد يا به خواسته ام

 نرسيدم، ديگر نمي خوانم! استفاده ابزاري از نماز، القاي خانواده ها که اگر نماز بخواني، در امتحان قبول مي

 شوي و نماز را در حد مشکل گشاي مسائل عادي زندگي حتي گاه خواسته هاي نامعقول تلقي کردن، آفت و

 آسيب بزرگ براي نماز خواندن است.

مشهور آن است که در فصل امتحان، نماز خواندن دانش آموزان رايج تر مي شود و پس از امتحان به خصوص

 اگر با ناکامي مواجه شوند تعطيل مي شود! چنين تصوير و تصوري از نماز و فرو کشيدن آن در حد گره

 گشايي از مشکلات معمول، ستمي بزرگ است.

گزارش هايي از مدارس دريافت مي شود که گاه معلمان و مربيان در چنين القائاتي با ديگران هم داستان و هم

 زبان مي شوند.

۶- تجربه هاي تلخ از نماز يا محيط مذهبي:

 کودک و نوجوان با اشتياق به مسجد مي آيد اما در مسجد با برخورد ناروا مواجه مي شود، گاه فضاي مسجد

 ذوق وشوق و طبع حساس او را برنمي انگيزد و خاطره تلخ، چاشني آمدن مي شود.

اين رويداد که گاه تا هميشه بر روح و نگرش انسان سايه مي اندازد، گريزگاه وي مي شود و جدايي و حتي

 نفرت وي را برمي انگيزاند، بايد تجربه هاي نخستين کودکان از مسجد با شيريني و لطافت همراه باشد و از

 تحقير، تمسخر، توهين و هر حرکتي يا حادثه اي که تند و تلخ و شکننده باشد پرهيز شود.

قدرت گروه همسالان را دست کم نگيريد

۷- تاثير منفي دوستان و گروه همسالان:

کودک و نوجوان چشم به دهان دوستان مي دوزند و رفتارهاي "جمعي دوستان" آنان را بشدت جذب و به

 همساني رفتار مي کشاند. آن ها مي خواهند صرفا به کارهايي بپردازند که "همه" آن را انجام مي دهند.

بي ترديد شما نيز مي توانيد به ياد بياوريد که زماني چنين بوده ايد.

هيچ گاه قدرت گروه همسالان را دست کم نگيريد.

آسان نيست که متفاوت عمل کنيم و يا اين که در مقابل اکثريت باشيم. مراقبت در طيف دوستان، مداخله سنجيده

 و هشيارانه در انتخاب دوستان و حتي تاثير در حلقه آنان، نوعي مصونيت بخشي معنوي خواهد آفريد که

 نمازگزاري فرزندان را تضمين مي کند. خانواده هايي که فرزندان رها شده دارند و مراقبت و دقت در معاشرت

 ها و روابط فرزندان ندارند دچار مشکلات حاد رفتاري و ريزش هاي معنوي فرزندان خواهند شد.

۸- انباشت پرسش ها و ترديدها:

کودک و نوجوان پرسشگر و کنجاوند. براساس حق پرسشگري و کنجکاوي، کودک و نوجوان از نماز هم مي

 پرسند، چرا نماز؟ چرا اين گونه؟ چرا هر وقت دلم خواست نخوانم؟ چرا به هر سمت نخوانم؟ چرا هر مقدار

 دوست داشتم و کشش داشتم نخوانم؟ اصلا چرا بخوانم؟ و چرا ….

اگر اين پرسش ها، پاسخ دقيق و مجاب کننده نيابند يا پرسشگر به دليل سؤال، تحقير و تمسخر و متهم شود و يا

 پاسخ ها انحرافي باشد، موريانه ترديد، شک، تزلزل و در نهايت پرهيز و ستيز وجود وي را پرخواهد کرد

. ايجاد موقعيت ها و فرصت هايي براي سؤال، حتي طرح سؤالات احتمالي در فضايي سرشار از عاطفه و

 محبت، تشويش ها و ترديدها را مي زدايد.

در هنگام خستگي اصرار در برپايي نماز نکنيم

۹- خستگي و سستي:

نماز بايد با نشاط و سرزندگي بر پا شود. در سستي و رخوت، در بي حالي و بي رغبتي حتي اگر نماز برپا

 شود چندان مناسب نيست.

در هنگام خستگي و رخوت اصرار در برپايي نماز نکنيم.

حتي توصيه کنيم که هم اکنون نماز نخوان، خسته اي.

به استراحت نياز داري، خودم براي نماز بيدارتمي کنم. اين جملات ملاطفت آميز و آرام به جاي نمازي شتاب

 زده نمازي با آرامش را رقم مي زند.

نماز اول وقت بايد به فرهنگ تبديل شود

۱۰- تاخير و تسويف:

گاه به هر دليل، نماز به تاخير مي افتد. جاذبه اي فراوان در زندگي کودک و نوجوان، مشغوليت هاي آني، قرار

 گرفتن در موقعيت هاي لذت بخش بويژه بازي با دوستان موجب مي شود که نماز به بعد موکول شود!

اول وقت خواندن نماز بايد به فرهنگ تبديل شود.

وقتي ما بزرگ تر ها و مربيان و متوليان تربيت به نوعي تقييد در نماز اول وقت برسيم و فضاي مناسب را

 نيز فراهم کنيم از چنين ضايعه اي جلوگيري خواهيم کرد.

 بايد دقت شود نماز اول وقت طولاني يا همراه با چاشني هاي وقت گير نباشد.

۱۱- بي اعتنايي خانواده به نماز:

مشاهده و تقليد رفتارهاي والدين در دوران کودکي، بارزترين رفتار کودک در خانه است.

کودکان و نوجوانان گاه دچار تعارض ها و ناهمخواني هاي خانه و مدرسه هستند، در مدرسه نماز جماعت

 هست اما در خانه از اين فضيلت ها و ارزش ها نيست.

 خانواده هايي که به نماز بي اعتنا باشند هرگز نمي توانند انتظار داشته باشند که فرزندانشان به نماز پايبند و

 متعهد باشند.

صبح را با خبرهاي هيجان آميز و شيرين همراه کنيد

در خانواده هاي ما بسياري اوقات، شب لبريز از خبر وخاطره است، تلفن زدن ها، شوخي ها، ميهماني ها و

 گفت و گوها در شب اتفاق مي افتد، اگر صبح با برخي خبرهاي هيجان آميز و شيرين همراه باشد، باز کردن

 يک هديه به صبح موول شود و … انگيزه هايي براي بيداري کودک و نوجوان فراهم مي شود.

شب ها زودتر بخوابيد!

زندگي مدرن امروز، چند شغلگي و دير به منزل رسيدن پدر و مادر و ديگر اعضاي خانواده، ميهماني هاي

 شبانه، تماشاي برنامه هاي تلويزيون و ديگر سرگرمي هاي شبانه در برنامه خواب فرزندان نيز اثر مي گذارد.

نبود صميميت و صراحت در طرح مساله بلوغ

يکي از مشکلات فرهنگي جامعه ما نبود آموزه هاي درست، بموقع و همه جانبه بلوغ است.

در نظام آموزش و پرورش هنوز هيچ برنامه مشخص و روشني در اين باره وجود ندارد.

شرم و حجب و حياي حاکم بر خانواده ها مانع طرح اين مساله مي شود.

 دوران بلوغ دختران مسئوليت هاي ويژه شرعي و موقعيت هاي خاصي را همراه دارد و اگر پدر و مادر،

 آگاهي بخشي و آگاهي يابي کافي از اين مساله نداشته باشند ممکن است به تعطيلي تکاليف در ديگر موقعيت ها

 منجر شود.

در مدارس راهنمايي، پسران جوان صبح وقتي برمي خيزيد و نيازمند نظافت و غسل هستند به علت نبود زمينه

 سازي خانواده ها دچار مشکل مي شوند و گاه به ناگزير با همان وضعيت نماز برپا مي کنند.

بلوغ مثل هر رويداد ديگر بايد در خانواده ها مطرح شود و پدر ومادر راهنمايي هاي لازم و درست در اختيار

 فرزندان قرار دهند. اگر چند بار نوجوان صبح نتواند نماز بخواند به علت احتلام صبحگاهي، ممکن است نه

 تنها نماز صبح که به "همه نماز" آسيب برساند.

پرتگاه افراط و تفريط در مسير تربيت نسل جديد قرباني فراوان مي گيرد.

گاه خانواده ها همه "شدت" اند و گاه همه "رحمت".

مهرباني و رحمت، انعطاف و نرمش لازمه تربيت سازنده اند اما نبايد غافل بود که گاه "قاطعيت" ضرورت

 تربيت است. جالب است که در روايات بارها به جدي گرفتن نماز در کودکي و دوران بلوغ تاکيد شده است.

 اميرالمؤمنين" فرموده اند:

از هفت سالگي نماز را به بچه ها آموزش دهيد ولي از وقتي که به تکليف رسيدند بسيار جدي بگيريد.

" اگر خانواده ها براي نماز جدي باشند و خود در وقت نماز به هيچ چيز ديگر نپردازند و با لحني آميخته با

 جديت و قاطعيت – نه تندي وخشونت و تحقير – ديگران را به نماز دعوت کنند، فرزندان در مي يابند که نماز،

 از برنامه هاي خانواده است و به آن پايبند خواهند شد.

 وقتي از قاطعيت سخن مي گوييم، بال دوم تربيت يعني رحمت و محبت بيشتر بايد ديده شود.

وقتي صبح با محبت، نرمي و مهرباني، کشيدن دست لطف بر پيشاني و بوسه کودک را بيدار مي کنيم و سپس

 "نماز" او را ستايش مي کنيم، خاطره اي شيرين و موقعيتي مثبت براي استمرار برپايي نماز فراهم کرده ايم.

انتظارات ناهمخوان با واقعيت

آنچه ما از ديگران بويژه از فرزندان مي طلبيم عمدتا آرمان طلبانه است تا واقع بينانه. وقتي انظارات بالا مي

 رود و کودک و نوجوان نمي توانند انتظارات را برآورده کنند ممکن است مورد تحقير و شماتت قرار گيرند.

پيش زمينه نماز صبح از شب فراهم نشود

اگر بگوييم هر کس مي خواهد صبح اول وقت بيدارش کنم، اعلام کند، از همان شب طمينه فراهم شده است، اين

 برخاستن ديگر تحميل نيست، "خواسته" است.

اگر بگوييم ساعت را تنظيم کنيد يا اراده کنيد که صبح برخيزيد، نوعي تلقين فراهم شده است.

مراقب بايد بود نماز صبح، نماز شروع است، اگر برپا نشود، به برپايي نماز ظهر و عصر چندان اميدي

 نيست. بهتر است "ما" بيدار نکنيم يا لااقل هميشه ما اين مسئوليت را به عهده نگيريم. گاه فرزندان خود مسئول

 و چاره انديش بيداري خودشان باشند.

 

محسن کاظمی/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان

http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

 

یک پاسخ به “چرا گاهي فرزندانمان نماز نمي خوانند؟”

  • محمد حسین کریمی:

    با سلام من در دوران تحصیل خود انسان هایی را دیدم که اعتقادات قوی داشتند و احکام را به خوبی می دانستند و حتی خوانواده ای مذهبی داشته اند با این حال گاهی در نماز کاهلی می کردند و فکر می کنم این انسان از زمان کودکی تربیت نشده اند و حتی ذره ای از سختی های زندگی را نچشیده اند اگر از کودکی به فرزندانمان بیاموزیم که در زندگی باید سختی کشید آنگاه آن ها با سختی نماز خواندن بهتر آشنا می شوند و بهتر می پذیرند و این پذیرفتن به کمک گذاشتن بعضی به عهده خود بچه ها و تربیت صحیح آن ها اتفاق می افتد.

یک نظر بگذارید