برسان سلام ما را!
"به کجا چنین شتابان،"
گون از نسیم پرسید.
" دل من گرفته زین جا ،
هوس سفر نداری ،
ز غبار این بیابان ؟ "
"همه آرزویم اما،
چه کنم که بسته پایم"
"به کجا چنین شتابان؟ "
"به هر آن کجا که باشد،
به جز این سرا ، سرایم ."
"سفرت به خیر اما ،
تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت ،
به سلامتی گذشتی ،
به شکوفه ها به باران ،
برسان سلام ما را."
فرزندان و بیدار شدن برای نماز صبح
بسم الله
صبح فرزند نوجوانم را بیدار مىکنم و به آرامى براى نماز آماده مىسازم، وقتى نماز را بر پا مىکند به او اقتدا مىکنم و پس از نماز مىگویم: «عزیزم! دوست دارم به نمازى اقتدا کنم که فرشتگان آسمان به آن افتخار مىکنند».
به گزارش فارس، چرا فرزندان ما نسبت به نماز صبح سستتر هستند و چگونه آنها را برای نماز صبح بیدار کنیم؟ چرا کودکان و نوجوانان براى اداى فریضه نمازصبح بر نمىخیزند یا به سختى و با غرولند و پرخاشگرى بر مىخیزند؟ محمدرضا سنگرى کارشناس مرکز تخصصی نماز این گونه به این پرسش پاسخ میدهد:
کم نیستند کودکان و نوجوانانى که نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را -باوجود تعداد بیشتر رکعات- مىخوانند، اما از خواندن نماز صبح اکراه دارند، حقیقت این است که خواب صبحگاهى شیرین و دلچسب است و به قول صائب: آدمى پیر چو شد حرص جوان مىگردد / خواب در وقت سحرگاه گران مىگردد
اما تنها دلیل برنخاستن براى نماز همین نیست، بسیار اتفاق افتاده است که براى برنامهاى دلچسب و موردعلاقه، فرزندان توصیه مىکنند، صبح زود ما را بیدار کنید یا خود تمهیداتى براى بیدار شدن مىاندیشند.
پس باید دید علل و عوامل سهل انگارى یا بى رغبتى نسبت به نماز صبح چیست؟ چرا گاهى فرزندانمان نماز نمىخوانند؟
پیش از پرداختن به این پرسش که چگونه فرزندانمان را به برپایى نماز صبح دعوت کنیم، باید بپرسیم چرا، گاه فرزندان نماز نمىخوانند؟ علل و عواملى چند در این بازدارندگى یا سهل انگارى و بى رغبتى مؤثرند:
۱- عوامل و علل اعتقادى
وقتى کودک و نوجوان فاقد باور عمیق و ریشه دار نسبت به خدا و معاد باشد، نه پشتوانهاى از عشق دارد تا او را برانگیزد و نه انگیزهاش چون خوف و هراس از بازخواست اخروى تا او را به اداى تکلیف دینى وادارد، آن که صبحگاهان با وجود همه جاذبههاى خواب، بستر را رها مىکند و به نماز مىایستد یا از سر عشق و شیفتگى و معرفت به پروردگار است یا لااقل ترس از مجازات و آن که روشنى یقین در دل ندارد، شوق برپایى نماز نخواهد داشت.
۲- نمادها و نمودهاى نامطلوب دینداران
کودکان و نوجوانان کنجکاوانه و دقیق زندگى ما را مىکاوند، اگر ما به نمازشان بخوانیم و آنها ما را به عنوان نمازگزار در ارتکاب گناه و ناشایسته بى پروا ببینند، میان «نماز» و «رفتار» به جست و جوى رابطه مىپردازند و احیاناً چنین داورى و نتیجهگیرى مىکنند که نمازگزاران چنیناند، همین کافى است که نماز را متهم کنند و از آن گریز و پرهیز پیدا کنند.
۳- رفتارهاى گناه آلود و ناروا
اگر نماز از فحشا و منکر باز مىدارد، فحشا و منکر نیز مىتواند بازدارنده از نماز باشد! وقتى فضاى زندگى ما از دروغ، فریب، حرام خوارى، غیبت و حرمت شکنى تباه و سیاه شود، بازتاب آن نه تنها در نماز ما که در نماز و کنشهاى دینى فرزندانمان محسوس و مشهود است، نه خود گناه کنیم و نه فضایى لغزاننده و گناهزا براى فرزندانمان فراهم کنیم، رهاورد چنین فضاى مهذبى اقبال فرزندان به نماز خواهد بود.
هنگام نشاط، بهترین فرصت براى عبادت
۴- جزر و مدها و زیر و بم هاى درونى
روح انسان دستخوش دگرگونىهاى دائمى است، عناصر و عوامل گوناگونى در جان انسان آشوب مىآفرینند، در هنگام اقبال و نشاط بهترین فرصت براى دعوت به عبادت حتى عبور از مرز «فرائض» به نوافل است و در هنگام بىنشاطى یا ادبار، خط قرمز ورود به حوزه نوافل و درنگ و توقف در قلمرو فرائض، شناخت این جزر و مدها و ایجاد ارتباط سنجیده در آن موقعیت، در رفتارها، موضع گیرى ها و نگرشهاى آینده فرد بسیارمؤثر است.
والدین از نماز استفاده ابزارى نکنند
۵- انتظار و تلقى ناروا از نماز
وقتى جایگاه نماز درست تحلیل و تبیین نشود، ممکن است بعد از مدتى نماز کنار گذاشته شود یا منظم برپا نشود که این نیز به حذف نماز مىانجامد، گاه از نوجوان مىپرسیم، چرا نماز نمىخوانى؟ و پاسخ این است که هرچه از خدا خواستم که به فلان خواسته و آرزویم برسم، نرسیدم و دیگر نماز نمىخوانم، یا مدتى نماز خواندم و دیدم مشکلم حل نشد یا به خواستهام نرسیدم، دیگر نمىخوانم! استفاده ابزارى از نماز، القاى خانوادهها که اگر نماز بخوانى، در امتحان قبول مى شوى و نماز را درحد مشکل گشاى مسائل عادى زندگى -حتى گاه خواستههاى نامعقول- تلقى کردن، آفت و آسیب بزرگ براى نماز خواندن است، مشهور آن است که در فصل امتحان، نماز خواندن دانش آموزان رایجتر مى شود و پس از امتحان- به خصوص اگر با ناکامى مواجه شوند- تعطیل مىشود!
چنین تصویر و تصورى از نماز و فرو کشیدن آن در حد گره گشایى از مشکلات معمول، ستمى بزرگ است، گزارشهایى از مدارس دریافت مىشود که گاه معلمان و مربیان در چنین القائاتى با دیگران هم داستان و هم زبان مىشوند.
۶- تجربه هاى تلخ از نماز یا محیط مذهبى
کودک و نوجوان با اشتیاق به مسجد مىآید، اما در مسجد با برخورد ناروا مواجه مىشود، گاه فضاى مسجد ذوق و شوق و طبع حساس او را بر نمىانگیزد و خاطره تلخ، چاشنى آمدن مىشود، این رویداد که گاه تا همیشه بر روح و نگرش انسان سایه مىاندازد، گریزگاه وى مىشود و جدایى و حتى نفرت وى را بر مىانگیزاند، باید تجربههاى نخستین کودکان از مسجد با شیرینى و لطافت همراه باشد و از تحقیر، تمسخر، توهین و هر حرکتى یا حادثهاى که تند و تلخ و شکننده باشد پرهیز شود.
قدرت گروه همسالان را دست کم نگیرید
۷- تأثیر منفى دوستان و گروه همسالان
کودک و نوجوان چشم به دهان دوستان مىدوزند و رفتارهاى «جمعى دوستان» آنان را به شدت جذب و به همسانى رفتار مىکشاند، آنها مىخواهند صرفاً به کارهایى بپردازند که «همه» آن را انجام مىدهند، بى تردید شما نیز مىتوانید به یاد بیاورید که زمانى چنین بودهاید، هیچگاه قدرت گروه همسالان را دست کم نگیرید، آسان نیست که متفاوت عمل کنیم و یا این که در مقابل اکثریت باشیم، مراقبت در طیف دوستان، مداخله سنجیده و هشیارانه در انتخاب دوستان و حتى تأثیر در حلقه آنان، نوعى مصونیت بخشى معنوى خواهد آفرید که نمازگزارى فرزندان را تضمین مىکند، خانوادههایى که فرزندان رها شده دارند و مراقبت و دقت در معاشرتها و روابط فرزندان ندارند، دچار مشکلات حاد رفتارى و ریزشهاى معنوى فرزندان خواهند شد.
۸- انباشت پرسش ها و تردیدها
کودک و نوجوان پرسشگر و کنجکاوند، براساس حق پرسشگرى و کنجکاوى، کودک و نوجوان از نماز هم مىپرسند، چرا نماز؟ چرا این گونه؟ چرا هر وقت دلم خواست نخوانم؟ چرا به هر سمت نخوانم؟ چرا هر مقدار دوست داشتم و کشش داشتم نخوانم؟ اصلاً چرا بخوانم؟ و چرا… اگر این پرسشها، پاسخ دقیق و مجاب کننده نیابند یا پرسشگر به دلیل سؤال، تحقیر و تمسخر و متهم شود و یا پاسخها انحرافى باشد، موریانه تردید، شک، تزلزل و در نهایت پرهیز و ستیز وجود وى را پر خواهد کرد، ایجاد موقعیتها و فرصتهایى براى سؤال، حتى طرح سؤالات احتمالى در فضایى سرشار از عاطفه و محبت، تشویشها و تردیدها را مىزداید.
در هنگام خستگى اصرار در برپایى نماز نکنیم
۹- خستگى و سستى
نماز باید با نشاط و سرزندگى برپاشود، در سستى و رخوت، در بىحالى و بى رغبتى حتى اگر نماز بر پا شود، چندان مناسب نیست، در هنگام خستگى و رخوت اصرار در برپایى نماز نکنیم، حتى توصیه کنیم که هم اکنون نماز نخوان، خستهاى، به استراحت نیاز دارى، خودم براى نماز بیدارت مىکنم، این جملات ملاطفت آمیز و آرام به جاى نمازى شتاب زده، نمازى با آرامش را رقم مىزند.
نماز اول وقت باید به فرهنگ تبدیل شود
۱۰- تأخیر و تسویف
گاه به هر دلیل، نماز به تأخیر مىافتد، جاذبههاى فراوان در زندگى کودک و نوجوان، مشغولیتهاى آنى، قرارگرفتن در موقعیتهاى لذت بخش به ویژه بازى با دوستان موجب مى شود که نماز به بعد موکول شود! اول وقت خواندن نماز باید به فرهنگ تبدیل شود، وقتى ما بزرگترها و مربیان و متولیان تربیت به نوعى تقیید در نماز اول وقت برسیم و فضاى مناسب را نیز فراهم کنیم، از چنین ضایعهاى جلوگیرى خواهیم کرد، باید دقت شود، نماز اول وقت طولانى یا همراه با چاشنىهاى وقت گیر نباشد.
۱۱- بى اعتنایى خانواده به نماز
مشاهده و تقلید رفتارهاى والدین در دوران کودکى، بارزترین رفتار کودک در خانه است، کودکان و نوجوانان گاه دچار تعارضها و ناهمخوانىهاى خانه و مدرسه هستند، در مدرسه نماز جماعت هست، اما در خانه از این فضیلتها و ارزشها نیست، خانوادههایى که به نماز بىاعتنا باشند، هرگز نمىتوانند انتظار داشته باشند که فرزندانشان به نماز پایبند و متعهد باشند،
صبح را با خبرهاى هیجان آمیز و شیرین همراه کنید.
در خانوادههاى ما بسیارى اوقات، شب لبریز از خبر و خاطره است، تلفن زدنها، شوخىها، میهمانىها و گفت وگوها در شب اتفاق مىافتد، اگر صبح با برخى خبرهاى هیجان آمیز و شیرین همراه باشد، باز کردن یک هدیه به صبح موکول شود و… انگیزههایى براى بیدارى کودک و نوجوان فراهم مىشود.
شب ها زودتر بخوابید!
زندگى مدرن امروز، چند شغلگى و دیر به منزل رسیدن پدر و مادر و دیگر اعضاى خانواده، میهمانىهاى شبانه، تماشاى برنامههاى تلویزیون و دیگر سرگرمىهاى شبانه در برنامه خواب فرزندان نیز اثر مىگذارد، در خانوادههاى امروزى گاه صداى قاشق و چنگالها در نیمه شب شنیده مىشود، معلوم است که این خانوادهها چه وقت مىخوابند و صبح با چه وضعیتى بیدار مىشوند، فرزندان به تبع این نوع زندگى، حتى صبح براى مدرسه رفتن هم مشکل دارند، به دلیل کم خوابى، خستگى و شرایط پشت سر گذاشته شبانه، از خوردن صبحانه نیز مىپرهیزند.
در شب توصیه بر سبک خوردن، اوایل شب خوردن و خواب به موقع باید کرد، اگر برنامه زمانى خواب معین شود و خانواده به نظم و انضباط در این باره برسد به حل یکى از عناصر تأثیرگذار در دیر برخاستن و ادا نکردن فرضیه صبح رسیده است، تصویرهاى برگرفته در شب، در جریان خواب و صدالبته در همه زندگى بازتاب خواهد داشت، به عبارت دیگر فرزندان ما با چه تصورهایى تا رختخواب بدرقه مىشوند؟ اگر وقت خواب، کنار کودک باشیم و با قصههایى دلنشین بیدارىاش را به خواب گره بزنیم و در آخرین لحظهها بگوییم که منتظرم صبح فرشتهها در اتاقت نماز قشنگت را گوش بدهند یا ان شاءالله صبح صدایت مىزنم تا با خداى مهربان گفت و گو کنى، مطمئن باشیم صبح براى بیدار کردن کمتر با مشکل مواجه مىشویم.
نبود صمیمیت و صراحت در طرح مسأله بلوغ
یکى از مشکلات فرهنگى جامعه ما نبود آموزههاى درست، به موقع و همه جانبه بلوغ است، در نظام آموزش و پرورش هنوز هیچ برنامه مشخص و روشنى در این باره وجود ندارد، شرم و حجب و حیاى حاکم بر خانوادهها مانع طرح این مسأله مى شود، دوران بلوغ دختران مسئولیتهاى ویژه شرعى و موقعیتهاى خاصى را همراه دارد و اگر پدر و مادر، آگاهى بخشى و آگاهى یابى کافى از این مسأله نداشته باشند، ممکن است به تعطیلى تکالیف در دیگر موقعیتها منجر شود. در مدارس راهنمایى، پسران جوان صبح وقتى بر مىخیزید و نیازمند نظافت و غسل هستند، به علت نبود زمینهسازى خانوادهها دچار مشکل مىشوند و گاه به ناگزیر با همان وضعیت نماز برپا مىکنند، بلوغ مثل هر رویداد دیگر باید در خانوادهها مطرح شود و پدر و مادر راهنمایىهاى لازم و درست در اختیار فرزندان قرار دهند. اگر چندبار نوجوان صبح نتواند نماز بخواند به علت احتلام صبحگاهى، ممکن است نه تنها نماز صبح که به «همه نماز» آسیب برساند.
پرتگاه افراط و تفریط در مسیر تربیت نسل جدید قربانى فراوان مىگیرد، گاه خانوادهها همه «شدت»اند و گاه همه «رحمت»، مهربانى و رحمت، انعطاف و نرمش لازمه تربیت سازندهاند اما نباید غافل بود که گاه «قاطعیت» ضرورت تربیت است، جالب است که در روایات بارها به جدى گرفتن نماز در کودکى و دوران بلوغ تأکید شده است.
امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب علیهالسلام فرمود «از هفت سالگى نماز را به بچهها آموزش دهید، ولى از وقتى که به تکلیف رسیدند، بسیار جدى بگیرید».
اگر خانوادهها براى نماز جدى باشند و خود در وقت نماز به هیچ چیز دیگر نپردازند و با لحنى آمیخته با جدیت و قاطعیت – نه تندى و خشونت و تحقیر- دیگران را به نماز دعوت کنند، فرزندان در مىیابند که نماز، از برنامههاى خانواده است و به آن پایبند خواهند شد، فقدان جدیت که گاه خود را در قالب جملاتى چون دلم نمىآید، صبح بیدارش کنم، عیب ندارد وقتى بلند شد، مى گویم قضایش را به جا آورد، خدا مىبخشد و غیره موجب مىشود که نماز، محذوف زندگى باشد، بى آنکه پدر و مادر خود را مقصر بدانند!
وقتى از قاطعیت سخن مىگوییم، بال دوم تربیت، یعنى رحمت و محبت بیشتر باید دیده شود، وقتى صبح با محبت، نرمى و مهربانى، کشیدن دست لطف بر پیشانى و بوسه کودک را بیدار مىکنیم و سپس نماز او را ستایش مىکنیم، خاطرهاى شیرین و موقعیتى مثبت براى استمرار برپایى نماز فراهم کردهایم، یکى از دوستان مىگفت «گاه صبح فرزند نوجوانم را بیدار مىکنم و به آرامى براى نماز آماده مىسازم، وقتى نماز را بر پا مىکند به او اقتدا مى کنم و پس از نماز مىگویم «عزیزم نماز تو با این دل پاک پذیرفته است، دوست دارم به نمازى اقتدا کنم که فرشتگان آسمان به آن افتخار مىکنند».
انتظارات ناهمخوان با واقعیت
آنچه ما از دیگران به ویژه از فرزندان مىطلبیم، عمدتاً آرمان طلبانه است تا واقع بینانه، وقتى انتظارات بالا مىرود و کودک و نوجوان نمىتوانند، انتظارات را برآورده کنند، ممکن است مورد تحقیر و شماتت قرار گیرند، به طور مثال میزان خواب در بزرگسالى همچون کودک نیست.
انگاره و فهم آنان از نماز معادل درک و بینش بزرگترها نیست، نباید انتظار داشت مثل ما بستر را رها کنند، گاه همین انتظارات فراتر از واقعیت به تعطیلى نماز مىانجامد، گاه کودک و نوجوان قول نماز خواندن مىدهند و اندکى بعد دوباره که به سراغشان مىرویم، به خواب رفتهاند، در چنین مواقعى نباید خشمگینانه برخورد کرد، ایجاد فضایى مناسب براى گذر از نماز شتاب زده و رخوتناک لازم است.
پیش زمینه نماز صبح از شب فراهم نشود
اگر بگوییم هر کس مىخواهد صبح اول وقت بیدارش کنم، اعلام کند، از همان شب زمینه فراهم شده است، این برخاستن دیگر تحمیل نیست، «خواسته» است، اگر بگوییم ساعت را تنظیم کنید یا اراده کنید که صبح برخیزید، نوعى تلقین فراهم شده است. مراقب باید بود نماز صبح، نماز شروع است، اگر برپا نشود، به برپایى نماز ظهر و عصر چندان امیدى نیست. بهتر است «ما» بیدار نکنیم یا لااقل همیشه ما این مسئولیت را به عهده نگیریم، گاه فرزندان خود مسئول و چارهاندیش بیدارى خودشان باشند.
منبع : سایت الف
تاثیر نماز بر سلامت روانی کودکان
بسم الله
رب اجعلنی مقیم الصلوه و من ذریتی ربنا و تقبل دعاء
پروردگارا ! من و فرزندانم را از اقامه کنندگان نماز قرار ده و دعای مرا قبول فرما.
سوره مبارکه ابراهیم ـ آیه شریفه ۴۰
عبارت مشهور"العلم فی الصغر، کالنقش فی الحجر"(دانش در کودکی، مانند نقش پایدار در سنگ است)، امروزه با پیشرفت دانش پزشکی و روان پزشکی و به خصوص با پیدایش روان کاوی توجیه کامل علمی پیدا کرده است.
روان شناسی مدرن، با تداعی از مکتب روان کاوی فروید و نظریات "ژان پیاژه"، "جان باولف" و بسیاری از دانشمندان دیگر، به ما می گوید که مهم ترین دوران زندگی بشر که به وجود آورنده شخصیت نهایی او خواهد بود، دوران کودکی است. بر این اساس هر قدمی که در جهت ایجاد سلامت روانی اطفال برداشته شود، به نوبه خود سبب ایجاد جامعه ای سالم و موفق خواهد شد.
اما بزرگ ترین موهبتی که ممکن است در جهت ایجاد سلامت روانی نصیب یک طفل نورسیده گردد، پای گذاشتن او در خانواده ای مؤمن و نمازگزار است.
تعالیم آیین حیات بخش اسلام که حتی کوچک ترین مسائل بشری را بدون پاسخ نگذاشته است، از همان بدو تولد نوزاد برای او برنامه ها و روش های متعددی دارد که عمل به آنها ضامن سعادت و سلامت همیشگی انسان است.
از جمله در بعد سلامت روانی، آیین اسلام به والدین و به خصوص پدر، مؤکداً حکم کرده است که مثلاً نام نیک بر بچه بگذارند(۱) و امروز علمای روان شناسی متفقاً به این نتیجه رسیده اند که چگونه نام یک کودک در شکل گیری شخصیت او تأثیر گذار است و چگونه یک نام بد ممکن است،موجبات تحقیر کودک(مثلاً تمسخر او توسط همسالان) و در نتیجه تزلزل شخصیتش گردد و یا هنگامی که روان کاوی در قرن بیستم، حکایت از حضور تظاهرات نهفته اما مقتدر جنسی در وجود اطفال می کند ، آنگاه مفهوم عمیق آن بخش عظیم از احادیث و روایات معصومین(ع) که مثلاً بوسیدن دختران توسط مرد نامحرم را بعد از ۵ ، ۶ سالگی منع کرده اند.(۲)
در هر صورت کودکی که در خانواده مؤمن و نمازگزار به دنیا می آید و زمزمه حیات بخش اذان و اقامه در گوش راست و چپش نخستین نغمه زندگی او می گردد، کودکی است که گام در مسیری سعادت بخش گذاشته است.
تغذیه کودک تا دو سال به وسیله شیر مادر و بهره مندی کامل او از آغوش پر مهرش که یک موهبت اسلامی است به او ایمنی محیر العقولی در مقابل بخش عظیمی از بیماری های روانی می بخشد، مثلاً احتمال اضطراب یا افسردگی که بر اثر جدایی از مادر به وقوع می پیوندد، بسیار کم می شود. چرا که امروزه روشن شده است اکثر کسانی که به دام مهلک اعتیاد گرفتار می آیند کسانی هستند که در کودکی، از شیر و آغوش مادران شان محروم بوده اند.(۳)
شیوع اسکیزوفرنی که خطرناک ترین و مهلک ترین بیماری در روان پزشکی است در بچه های خانواده های مسلمان و نمازگزار بسیار کم است، چرا که علم امروز ثابت کرده است که بروز اسکیزوفرنی، ارتباط معنی داری با وجود سیستم زن سالاری در اداره خانواده ها دارد(۴) که مسلماً در خانواده های نمازگزار، با رعایت اصول درخشان قرآنی، از قبیل(الرجال قوامون علی النساء) و رد صریح و قاطع سیستم شوم "زن سالاری"، قدم بزرگی در جهت کاهش میزان ابتلا به این اختلال برداشته می شود.
همچنین درباره آثار مثبت و متعدد، قانون مؤکد اسلامی مبنی بر آزاد گذاشتن کامل کودکان تا سن ۷ سالگی و پرهیز از تنبیه و محدودیت برای آنها می توان تعمق بسیار نمود.
اما بعد دیگر،تأثیری است که نماز به طور مستقیم بر حالات روانی اطفال دارد و آن بر اثر نماز خواندن خود کودک حاصل می شود.
شروع نماز در سنین کودکی سبب می شود که او این صفت حسنه را به صورت یک عادت معمول و سازنده در جسم و روان خود، ملکه نماید و جزو برنامه های همیشگی زندگی خود، قرار دهد و در نتیجه از همه فواید نماز، در بعد سلامت روانی در آینده برخوردار گردد.
به علاوه با شروع نماز در دوران کودکی، مفاهیمی مثل خدا و مذهب و دستوراتی مثل تعالیم اسلامی، چنان در ذهن پذیرنده و شفاف کودک که هنوز سنگینی و تیرگی گناهان ظرفیت های فکری و مغزی او را آلوده نکرده است، جای می گیرد که امکان شک و تردید در این زمینه در آینده بسیار کاهش می یابد.
این نکته به خصوص باید مورد توجه خانواده هایی قرار گیرد که با وجود آن که خود را مسلمان می دانند اما وقتی که فرزندشان به سن تکلیف می رسد او را به بهانه این که:
"هنوز خیلی کوچک است !" به خواندن نماز تشویق نمی کنند. این مسئله که با کمال تأسف به خصوص در مورد دختر بچه ها که سن تکلیف آنها پایین تر است(۹ سالگی)، شیوع بیشتری دارد، مسبب عوارض مخرب بسیاری در آینده کودک خواهد شد.
در حقیقت پدر و مادرانی که با دلسوزی ساده اندیشانه، فرزند خود را به برپاداری نماز تشویق نمی کنند، خیانت بزرگی از جهت محروم نمودن کودک خویش از این نعمت بزرگ مرتکب می شوند. چرا که به این ترتیب گویی به آلودگی کودک خویش، به انواع گناهان و انحرافات و بدبختی ها و بیماری های جسمی و روانی، رضایت داده اند و او را به خسارت سنگین در دنیا و آخرت محکوم نموده اند.
به همین دلیل است که آیین مقدس اسلام و به خصوص ائمه بزرگوار شیعه(ع) با توصیه های مؤکد، مسلمانان را به آموزش مرحله به مرحله نماز به کودکان فرا خوانده اند و حتی با این که از مجازات ها و تنبیهات بدنی در مورد کودکان، به خصوص قبل از ۷ سالگی، منع نموده اند در مورد ترغیب به نماز گاهی امر به تنبیه کودکان فرموده اند. در این مورد در حدیثی معتبر از حضرت امام صادق(ع) آمده است که فرمودند: چون پسر، سه ساله شود، پدر و مادر به او می گویند که: هفت مرتبه بگو "لا اله الا الله" و چون سه سال و هفت ماه و بیست روز از عمرش بگذرد، به او می گویند که هفت مرتبه بگوید: "محمد رسول الله" ، پس چهار سالش تمام شود به او می گویند که هفت مرتبه بگوید: "صلی الله علی محمد و آله" پس چون پنچ سالش تمام شود او را وا می دارند که خدا را سجده کند.
اما چون شش سالش تمام شود. نماز را به او یاد می دهند و چون هفت سالش تمام شد، وضو را به او یاد می دهند و او را به نماز امر می کنند و چون نه سالش تمام شود وضو و نماز را به خوبی به او می آموزند و از ترک وضو و نمازاو را نهی کنند. پس چون کودک وضو و نماز را یاد گرفت، خداوند پدر و مادرش را خواهد آمرزید.(۵)
مفاهیم عمیق این حدیث از جمله این که اقامه نماز پس از اقرار به توحید و نبوت(که اساسی ترین اصول اعتقادی اسلام هستند) قرار گرفته و این که عمل به این حدیث ضامن آمرزش پدر و مادر تلقی شده است، باید به دقت مورد توجه خانواده ها قرار بگیرد.
پی نوشت:
۱- حدیث از امام صادق(ع) ـ کافی جلد ۶ صفحه ۴۹
۲- برای مشاهده این قبیل احادیث مراجعه کنید به کتاب ارزشمند حلیه المتقین، اثر علامه بزرگ مجلسی(ره)، صفحه ۴۹
۳- برای مطالعه درباره تاثیرات روانی تغذیه با شیر مادر رجوع کنید به مجموعه مقالات سمینارهای مربوطه و به خصوص تحقیقات آقای دکتر یاسمی(روان پزشک)
۴- رجوع کنید به مجموعه ارزشمند و بی نظیر"اولین دانشگاه، آخرین پیامبر" اثر جاودانه شهید دکتر سید رضا پاک نژاد ـ جلد ۲۱
۵- حلیه المتقین، علامه مجلسی (ره)
آیا الفبای نماز را می دانید؟
بسم الله
۱- ریشه واژه نماز
ریشه واژه نماز در فارسی از لفظ پهلوی «نماک» گرفته شده و آن هم به نوبه خود از ریشه باستانی «نِم»؛ به معنی «خم شدن و تعظیم کردن» مأخوذ است که به تدریج بر معنی «صلاة» یعنی عبادت ویژه ما مسلمانان اطلاق گردیده است. (۱) براساس بعضی از کتب تاریخی، برخی از ایرانیان تازه مسلمان در سالهای حکومت اعراب بر ایرانیان به جای کلمه «صلاة» از کلمه «نماک» استفاده میکردهاند. و هنگام فراخواندن مردم به سوی نماز به جای «الصلوة» کلمه «اَلنِّماک» و به جای «حَیَّ عَلَی الصَّلوةِ» جمله «بشتابید به سوی نماک» را به کار میبرده اند.(۲)
۲- معانی نماز
معنی اول: خدمت و خدمتکاری، اطاعت و فرمانبرداری(۳)، سرفرودآوری و تعظیم(۴)، سر به زمین نهادن، کرنش و تکریم(۵)، اظهار طاعت وبندگی(۶)، لذا واژههای «نماز بردن»، «در نماز آمدن»، «به نماز آمدن» و «نماز آوردن» به معنای پرستش کردن، عاجزی نمودن،خم شدن به علامت تعظیم و بندگی و به خاک افتادن به قصد تعظیم در برابر پادشاهی یا بزرگی دیگر به کار رفته است(۷)، معنی دوم: کلمه "نماز"؛ به معنی «پرستش و ادای طاعت ایزد تعالی(۸)»، و «عرض نیاز به سوی خدای عالمیان است به طریقی که در شریعت پیغمبران وارد شده است(۹)»، که در این معنی، معادل کلمه «صلوة» میباشد(۱۰)، به همین منظور در ادبیات پارسی، «نماز نیمروز»، «نماز پیشین»، «نماز میانین»، به معنای «نماز ظهر» ،«نماز دگر»، «نماز دیگر»، «نماز پسین»، به معنای «نماز عصر» و «نماز خفتن» به معنای «نماز عشاء» و «نماز بام»، «نماز بامداد»، «دوگانه» به جای «نماز صبح» به کار رفته است. لازم به ذکر است که مردم فارسی زبان، واژه «نماز بستن» را به جای «تکبیرة الاحرام گفتن» به کار میبردند.(۱۱) معنی سوم: از آنجا که شرط نماز، طهارت است و کلمه نماز، مفهوم طهارت و پاکیزگی را تداعی میکند، کلمه «نمازی» که منسوب به نماز و به معنای «دوستدار نماز» است، به معنی «پاک وطاهر» نیز به کار رفته است و «نمازی شدن» که مصدر مرکب است، به معنای «پاک و طاهر شدن و شسته شدن و غسل داده و پاکیزه شدن» به کار رفته است. همچنین «نمازی کردن» به معنی «پاک کردن، شستن، آب کشیدن، و غسل دادن» و «نماز کن» به معنای «شستشو کننده» استعمال میشده است.(۱۲)
3- ریشه کلمه «صلوة»
در اصل کلمه صلوة بین علمای لغت و تفسیر اختلاف است بعضی گفتهاند: صلوة از ریشه عبری است و در زبان عبرانیان «صلوتا» کنیه یهودیان است. برخی، صلوة را از لفظ عبری «صلوة» مشتق میگیرند و در منابع سریانی الفاظی مشابه و معادل با «اقامه صلوة» به چشم میخورد.(۱۳) چنانچه در قرآن کریم «صلوات» به صیغه جمع؛ به معنی «معابد» به کار رفته است: «وَلَولا دَفعُ اللهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَتْ صوامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمساجِدُ یُذْکَرُ فیها اسْمُ اللهِ کَثیراً» «اگر خداوند، برخی از مردم را بوسیله برخی دیگر، دفع نمیکرد، صومعههای راهبان، کلیساهای نصارا و کنیسههای یهود و مساجدی که در آنها نام خدا بسیار زیاد میشود، ویران می شد(۱۴).» برخی از متاخرین، ریشه آن را آرامی پنداشتهاند و با تحقیقاتی که اخیراً به عمل آمده ، این احتمال قوت گرفته است که اصل«صَلوة» سریانی باشد و از آن زبان، نخست در زبان جنوب عربستان، معمول گردیده است و شعرا، آنرا در اشعار به کار بردهاند و پس از آن اعراب شمالی، لفظ «صلوة» را از عربهای جنوبی گرفتهاند. در هر حال، پیش از اسلام این لفظ، به معانی «پرستشگاه» و «نیایش» به کار رفته است.(۱۵)
4- معانی صلوة
در اشتقاق معنوی نام «صلوة» در میان اهل لغت اختلاف نظر وجود دارد: معنای اول: گفته شده صلوة از دعا مشتق شده است(۱۶) و به معنای تبریک و تمجید میباشد و گفته شده نماز را به خاطر دعاهایی که در آن وجوددارد «صلوة» نامیدهاند.(۱۷) «وَالصلاةُ الَتی هی العبادةِ المَخصوصَهُ اَصلُها الدُّعاء وسُمِّیت هذه العبادةُ بها کَتَسْمِیَةِ الشیءِ بِاسْمِ بَعْضِ ما یَتَضَّمَنُهُ (۱۸)» معنای دوم: گفته شده که این کلمه از «صلی» که از «صَلَّیت العود علی النّار» به معنای «چوب یا عصا را به کمک آتش، نرم و راست کرد(۱۹)». گرفته شده (۲۰) و چون مشتمل بر «کمکخواهی» از خداست به این نام نامیدهاند چرا که انسان با استعانت از خداوند و نماز نرم و انعطافپذیر میگردد.(۲۱) معنای سوم: امکان دارد که صلوة از «مصلی» «وصلة» که به معنای پیوستن است گرفته شده است.(۲۲) زیرا در نماز انسان چه از لحاظ روحی و جسمی به خدا میپیوندد و پل ارتباطی بین خدا و بنده است. معنای چهارم: در برخی از کتب لغت «صلوة» به معنی بزرگداشت و تعظیم نیز آمده است چنانچه لفظ «نم» در کلمه نماز به همین معنی است(۲۳) معنای پنجم: در جایی نیز صلوة به معنای «زیارت» آمده است. چنانچه از امیر المومنین – علیه السلام – درتفسیر «قد قامت الصلوة» آمده است که حضرت – علیه السلام – فرمود: «یعنی وقت زیارت ودیدار رسید»(24) معانی ششم: صلوة به معنای رحمت میباشد (۲۵) چنانچه خداوند در سوره احزاب میفرماید: «اِنَّ اللهَ وَمَلائِکَتَهُ یَصَلُّونَ عَلَی النَّبی یا آیها الَّذینَ امَنُو صَّلوُا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسلیما» «همانا خداوند و فرشتگان او بر پیامبر درود میفرستند ای اهل ایمان شما نیز بر او درود فرستید.»(26) معنای هفتم: و در جایی صلوة را اوج گرفتن عقل به سوی خدا به حدی که برای او سجده کرده و شکرگزار او باشیم(۲۷) معنی شده است.
5- مفهوم اقامه به عنوان حقیقت نماز
آنچه به دنبال یک بررسی حقیقت جویانه در همه آیاتی که به موضوع نماز اختصاص دارد بیش از همه نظر خواننده کنجکاو را به خود معطوف داشته و او را به اندیشه وامیدارد این است که در اکثر مواضع، هر جا سخنی از نماز رفته، امر به اقامه و گزاردن آن شده جز یکی دو مورد که موضوع شخصی بوده و مستقیماً به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مربوط میشده(۲۸) و نه تنها صلاة به تنهایی در قرآن مورد ستایش نیست، بلکه حتی از «مصلین» در برابر «اقامه کنندگان نماز» نکوهش شده است. آنجا که میفرماید: «فَوَیلٌ لِلْمُصَّلین اَلَّذینَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهُون» «پس وای بر آن نمازگزاران که دل از یاد خدا غافل دارند. (۲۹)» و در جای دیگر در مورد اعراب جاهلی فرموده است: «وماکان صلاتُهُم عندَ البَیْتِ الّا مکاءً وَتَصْدِیةً فذوقوا العذابَ بما کُنتُم تَکفُرون» «و نماز آنها در خانه کعبه جز صفیر و کفزدنی (که خلق خدا را از خانه او منع کنند) چیز دیگری نیست پس بچشید طعم عذاب (خدا ) را به کیفر آنکه کافر شدید.(۳۰)» در حقیقت هر کجا لفظ «صلوة» هست به دنبال آن کلماتی از جنس اقامه همچنون «أقِم» و «أقیموا» و دیگر مشتقات آن همراه نماز میباشد و اگر نبود به دنبال آن، دوام و محافظت(۳۱) بر نماز مورد تاکید قرار گرفته است.(۳۲) حال برای آنکه معنا ومفهوم «اقامه» را بررسی نماییم ابتدا آنرا به صورت لغوی وسپس در اصطلاح فقها، محدثین، مفسرین و بزرگان بررسی کرده تا معلوم شود چرا همه ما مکلف به «اقامه نماز» هستیم نه به «قرائت آن ».
6-معنای «اقامه» در لغت و اصطلاح
اقامه از ماده قیام به معنا و مفهوم دوام بخشیدن و ادای حق هر چیز به تمام و کمال است و مقصود از اقامه برای نماز، فرا خواندن به آن میباشد. و گفته شده اقامه نماز یعنی تسویه و برابری صفهای جماعت وتتمیم وتکمیل آنها.(۳۳) و اقامه را به معنای برپا داشتن هر برنامهای و تعطیل نکردن آن دانستهاند به عنوان مثال هنگامی که گفته میشود «اقام القوم سَوْقَهم» یعنی «مردم بازار خود را برپا کردند و به خرید و فروش پرداخته و آنرا موقوف و تعطیل نکردند.» و مراد از آنرا «حق نماز را ادا کردن» یعنی اقامه نمازها و ادای فرایض دانستهاند به عنوان نمونه درباره کسی که جیره غذایی سربازان را که گفته میشود «فلانٌ یقیم ارزاقُ الجُند» یعنی او جیرة سپاهیان (حق آنها) را میدهد.» و در نظر دیگر منظور از آن را قیام نماز میدانند و چون قیام در نماز، نخستین رکن از ارکان نماز و کاری مداوم و ادامهدار است، در میان سایر اعمال نماز، توجه بیشتری به آن شده است.(۳۴) در جای دیگر، « اقامه نماز»، راست گردانیدن، محکم و استوار کردن و مراقبت بر آن معنا شده است.(۳۵) و دیگر آنکه، «اقامه نماز» از ماده قیمومیت دادن گرفته شده و معنی آن قیمومیت دادن محتوای نماز بر همه زندگی، کارها، اندیشه، عمل و حرکت مسلمانان میباشد، قیمومیت بخشیدن به نماز بر همه زندگی، حفاظت حقیقت و محتوای آن در همه حالات و دوام بخشیدن به آن در همه کارها و برنامه هاست. (۳۶) در کتب دیگر «یقیمون الصلوة» را «با تمام رکوعها و سجودها و حفظ مواقیتها و حدودها و صیانتها «مما یفسدها أوینقصها(۳۷) تعبیر کردهاند تا این نکته را برساند که «أنّ المقصودمن فِعْلِها توفیهُ حقوقِها وشرائطِها لا الاتیانُ بهیئتها(۳۸) میباشد. مقام معظم رهبری – حضرت آیه الله خامنه ای – دام ظله العالی – فرمودهاند: به نظر می رسد که اقامه نماز ، چیزی فراتر از گزاردن نماز است ، یعنی فقط همین نیست که کسی خود به عمل نماز قیام کند بلکه این نیز هست که در جهت و سمت نماز [باید] به جهت و سمتی که نماز به آن فرا میخواند به راه افتد و دیگران را نیز به راه اندازد. گویا برپا داشتن نماز آن است که انسان با کوششی بایسته، جو و فضای زندگی خود و دیگران را جوی نماز گزارانه یعنی خدا جویانه و خداپرستانه سازد و همه را در خط و جهت نماز به راه افکند(۳۹) استاد شهید مرتضی مطهری(ره) نیز در اینباره سخن رانده و فرمودهاند: «به پا داشتن نماز آن است که حق نماز ادا شود یعنی نماز به صورت یک پیکر بی روح انجام نگردد بلکه نمازی باشدکه واقعاً بنده را متوجه خالق و آفریننده خویش سازد(۴۰)» «نمازگزارند، گویی که در «اللّه» مینگرند و با وی راز و نیاز میکنند تصدیقاً لقوله –علیه السلام – «اُعبد الله کانک تراه فان لم تکن تراه فانّه یراک(۴۱)» …. و لفظ اقامه را از آن جهت باز گرفت تا تنبیهی باشد مؤمنان را که ثواب در معنی اقامت است نه در مجرد صورت نماز، بزرگان دین از آنجا گفتهاند که نمازگزار فراوانند اما مقیمان نماز اندک … و معنی اقامه در نماز، روی دل خویش فرا حق کردن و همگی خویش در نماز دادن و شرط راز داری به جای آوردن و از اندیشهها و فکرتها بر آسودن است(۴۲) در واقع میتوان در یک جمعبندی کلی گفت: اقامه نماز به معنای حقیقی کلمه، تحقق بخشیدن به موارد زیر است:
1- رعایت آنچه در جسم و باطن نماز معتبر است (مانند دقت در تحصیل طهارت، شادابی و صحت وضو، پاکی بدن و لباس و مکان نماز و پاکی از آلودگیهای زشت اخلاقی بوسیله توبه و پشیمانی، چرا که وضو و نظافت ظاهری باید همراه با صفا و طهارت قلبی و باطنی باشد).
2- رعایت آداب نماز (مانند دقت در انجام واجبات و مستحبات نماز و ارائه صحیح اذکار آن به عنوان ساختار وارکان نماز).
۳- اهتمام به نماز خواندن در مساجد و مشاهد شریفه و اماکن مقدس٫
4- اهتمام به نماز جماعت.
۵- دعوت اعضای خانواده به نماز٫
۶- دعوت دیگران به برپایی نماز(۴۳) اقامه نماز اشاره به این است که نه تنها خودشان (مقیمین) نماز میخوانند بلکه کاری میکنند که رابطه محکم با پروردگار همچنان و در همه جا برپا باشد(۴۴).
۷- اهتمام به بقیه شرایط کمال نماز و مواظبت بر روح و حقیقت نماز(۴۵). در واقع جان و روح نماز، همانا روی کردن و توجه کامل به سوی خدا، با اخلاص کامل، روی دل را واقعاً به سوی او داشتن و خود را در پیشگاه با عظمت او دیدن و با او سخن گفتن و از او خواستن و اظهار فقر و نیاز در برابر ذات اقدس غنی و بینیاز او نمودن و در مقابل جلال و کبریائیش، دردرون خویش احساس خوف وخشیت کردن و در نتیجه با خضوع و خشوع بودن و خود را از هر چه جز اوست فارغ داشتن و از هر چه که جز اوست روی گرداندن و به التفات ننمودن و امید به او داشتن و از هر چه جز او امید را بریدن و ترس از مقام او، از چیزها و مقامهای دیگر، هر چه و هر مقامی باشد، نهراسیدن و در تمام این احوال او را شاهد و حاضر و ناظر دانستن میباشد(۴۶) و معنای باطنی نماز هفت چیز است که عبارتنداز: ۱- خلاص به معنی قصد قربت و خالی بودن از ریا، ۲- حضور قلب یعنی فارغ بودن دل از غیر آنچه به آن مشغول است که خشوع دل را به همراه دارد، ۳- تفهم و این غیر از حضور قلب است زیرا ممکن است کسی حضور قلب داشته باشد ولی نداند الفاظی که به زبان میراند به چه معناست، ۴- تعظیم خدای تعالی ۵- هیبت و آن ترسی است که بر اثر اندیشه بر عظمت خداوند پدید آید، ۶- رجا، امید داشتن به احسان و لطف خداوندی که از هیبت او ترس به دل دارد، ۷- حیا و آن آگاهی بنده از تقصیر و یادآوری گناهان و شرم و حیا داشتن از خداوند میباشد.(۴۷) آنچه گفته شد به نیکی این مطلب را میرساند که نه تنها هدف غایی در تشریع نماز، هرگز، زمزمه کردن اذکار و اورادی خاص – بیتوجه به معنای آنها – زیر لب و یا انجام حرکات و تشریفاتی چند نبوده بلکه دریافت محتوای بس عمیق این اذکار و اوراد از یک سو و گسترش مفاهیم آن در سطوح زندگی از سوی دیگر بیش از همه، تشریع این حکم را ایجاب مینموده است(۴۸) و اقامه نماز، سوای از پذیرش و انجام آن، به عنوان فرمان الهی، در حقیقت کوششی است در راه احیاء و ابقاء فریضه نماز در میان مردم و تلاشی جاودانه در جهت شکل دادن روح و فلسفه نماز در زندگی فردی و اجتماعی و زنده نگهداشتن فرهنگ مترقی آن در همه شئون زندگی است.(۴۹) لذا نماز با این وصف است که میتواند برای نمازگزار مفید و دارای آثاری بزرگ و نتایجی پی درپی باشد و انسانی به تمام معنا انسان بسازد.
نتیجه:
نماز در قرآن بیش از هر عبادتی تکرار شده به طوریکه بیش از ۱۰۲ مرتبه در مورد وجوب، احکام و آثار آن سخن به میان آمده و این نشانگر درجه اهمیت نماز میباشد. ریشه واژه فارسی نماز از لفظ پهلوی «نماک» گرفته شده و «نِم» به معنی «خم شدن و تعظیم کردن» است و نیز دارای معانی مختلفی چون خدمتکاری، پرستش و ادای اطاعت ایزد تعالی و طهارت میباشد و ریشه واژه عربی آن یعنی «صلوة» عبری است و تا پیش از اسلام به معانی نیایش و دعا به کار رفته است و در اشتقاق معنوی آن اختلاف نظر وجود دارد و به معانی تبریک و تمجید، دعا، انعطافپذیری، پیوستن، بزرگداشت، زیارت و رحمت استعمال شده است. در اکثر مواضع سخن از نماز، لفظ اقامه به کار رفته به جز مواردی که موضوع مربوط به شخصیت پیامبر- صلی الله علیه وآله- بوده و دو مورد دیگر نیز بر دوام و محافظت بر نماز تأکید شده است، و اقامه را میتوان به معنای دوام بخشیدن، تتمیم و تکمیل نماز جماعت،حق نماز را اداکردن و… دانست و در اینباره جان و روح نماز را همانا توجه تام به خدا و با اخلاص کامل خود را در پیشگاه با عظمت او دیدن و با خضوع و خشوع بودن و معانی باطنی نماز یعنی حضور قلب و تفهیم و تعظیم و هیبت و رجا و حیاء را رعایت نمودن است. بنابر آنچه گفته شد چنین نمازی اثرگذار و منتج خواهد بود.
هی ی ی ی ی ی ی ی ی ی!!!!!!!
بسم الله
دلم خیلی گرفته، تو نت گشت و گذار می کردم که به این متن رسیدم.
خیلی زیبا بود.
هی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی
دریای شورانگیز و یاران بیقرارند
دریادلان دل را به دریا میسپارند
دریا را باید با اقیانوسها و دریاها آمیخت، و شاخههای تُو در تُوی پیچکها را در کنار نیلوفر و مهتاب تنها گذاشت و خاشاک را روی شانههای بادهای خودسر بحال خویشتن رها ساخت؛ تا بسوی امیال نفسانی خود تمام شورهزارهای نفس سرکش را طی کند و اگر باد خسران، خسی را به دامن دریا افکند، امواج کوبنده بر تهیدستیاش تازیانه خواهند زد و بیارادگیاش را با دهان کفآلود معلق میسازند و از درّ و مرجانها که در قلب دریا نهفته است بینصیب میگرداند، زیرا خصلت دریا که با شرافت عنصر آب عجین شده، برتر از عناصر باد، خاک و آتش است.
از منزلت آب همین کافی است که مهریة بانوی اسلام فاطمه زهرا(س) است. و کوثر قطرة اشکی است از اقیانوس رنجهای انسانهای دریادل و موحدی که تا پای جان بر سرِ ایمان خود اصرار ورزیدند؛ و این اشک از چشم زمین جاری است تا دردهای نهفته در دل خاک را بازگو کند و تاریخ را قطره قطره ورق زند.
آب برتر از عنصر باد است که بر ارابة توفندة باد، آرزوهای ابری خود را تا کویرهای دور دست، و تا بالای آسمان چشم کودکان یتیم پراکنده میکند تا غبار تشنگی را از رخسارة لالهای بشوید که: تندیس قلب شهید است. و قطرات خون هر دریادلی، بذر شهادتی است که به نیّت تربت پاکِ کربلا در غبار دیدگان ما افشانده شده و بصیرتِ خاکریزهای بین حق و باطل لالهها را لمس کردهاند.
شهیدان را ندانم گفت چونند
شهیدان فاتحان آزمونند
به بلبل لالهای در باغ میگفت
شهیدان رُستههای بذر خونند
و از تأثیر آب است که: آنچه از خاک روییده میشود؛ دامان خیالانگیز زمین را سبز و سپید و سرخ مینمایاند و شفق نیز آینة کردار دریا دلانی است که خورشید آن را در مقابل دریا گرفته است.
و شانههای عنصر خاک، جای آرامش و طوفان دریاست، و دستِ ازلی نخست آب را جاری ساخت و با قلابِ عشق دلهای مشتاق را چون ماهی از آب حیاتِ خود صید کرد، و دوباره دریا را در دلهای عاشقانش قرار داد که دیگر بار دریادلان، دل را به دریای وجودش بسپارند، و از عرق جبینِ دریاوشان، بارانِ رحمت را آفرید تا مرهم لبهای آتشین لالهها باشد.
عنصرِ آتش که گاه از غیرتِ مردانِ خدا شعلهور میشود و گاه از خشم و طغیان نفرینشدگان سر بر آسمانِ خودخواهیها میساید، تا دامانِ مظلومیت را آتش زند؛ یا با آبِ دیدگان مظلومان فرو مینشیند یا با عرق جبین دریادلان مهار میگردد، و به راستی که: «کل شیء ماء».
خداوندا! آرزوهای ما را آسمانی و دلهای ما را دریایی کن. و از تخته پارههای پیکر عصیانزدة ما زورق پاکی و صداقت بساز تا با بادبان عشق و امید بسوی تو رهسپار شویم زیرا آرامترین ساحل، ساحلِ نجات و رحمانیّت توست که امواج خروشان بر آن نماز گزاردهاند.
طبیعتِ مخلوق تو زیباترین دروازة ورود به شهر شناختِ تو میباشد و آنچه در کائنات است تسبیح گوی تو و هیچ دلی جز با ذکر تو آرام نمیگیرد.
پس دلهای ما را به معرفت و کمال خود نزدیک فرما تا لطافتِ قطراتِ بارانِ رحمت تو را بر روی گونههای کودک ادراک خود حس کنیم؛ آنچنان که گلهای بارانزدة صبح یک روز بهاری احساس میکنند؛ و سبدهای قلب ما را از رایحة سیبهای مهربانیت لبریز کن، و جوانههای اندیشة ما را در باغ عرفان خود بارور ساز، تا نسیم عشق و دوستی مشام آئینههای معرفت ما را معطر سازد، و گوشِ جانِ ما را با نغمههای ملکوتی سینه سرخان مهاجر آشنایی ده، تا حرمت لالهها را در دل بپرورانیم و پونههای عشق را از چشمهسار دلهایمان آبیاری کنیم؛ و در دشتِ احمرِ لالههایت شاید یکی از هزاران، هزار نغمههای عاشقانه این باشد که:
در گیرودار هستی دلدادهای اسیرم
من جاودانه هستم حتی اگر بمیرم
اینجا رگِ حواسم با عشق آشنا شد
چندین قدم که رفتم دنیا ز من جدا شد
رفتم به شهر رؤیا در عمق آسمانها
مشتی ستاره چیدم از باغ کهکشانها
با زخم خیس پایم از جادهها گذشتم
رفتم غریب و تنها دنبال سرنوشتم
با قلب عاشق خود رفتم به قلب دریا
همپای جان نثاران تا عمق عاشقیها
در پای رهبر خود مردانه جان سپردند
دریادلان عاشق در باغ دل نمردند
مشتی دگر که تنها، سرگشته میدویدند
از سایة شهادت پیوسته میرمیدند
اما گل شقایق همرنگ زندگانی است
این رنگ سرخ عاشق پیوسته جاودانی است
دریا که شبنمی هست در چشم تکسواران
باکی ز عالمی نیست در دشت بیقراران
خداوندا: تو را شکر میگوییم که خالق بیقراریها و شگفتیهای هستی تویی و تو را میستاییم که ابرهای رحمت را در آستین آسمان قرار دادی تا در درگاهِ تدبیر تو قطرات باران را به عدالت تقسیم کند، و سیبهای مهربانی را دستاویز شاخههای پرطراوت ساختی تا نگاه کودکانة انسانها، ذهن جستجوگر خود را به بازی بگیرند، و گلها را نمیگویم که حائلِ بین نسیم و خویشتن قراردادی تا آینهای از معرفت تو در برابر مشامِ عشق و دوستی باشند؛ و چه زیبا ترنّم را بر فرازِ حنجرههای سینهسرخانِ مهاجر آشیان دادی تا غریزههای دلبستگیات را از نای ارادة تو جاری سازند، و اصوات دلانگیز را با رایحة پونههای چشمهساران پیوند زنند.
پس به پاسِ این همه نعماتِ خود، دلهای ما را دریایی کن تا در گیر و دارِ امواج خروشانِ عصیانزدگانِ قدرت و مکنت، انسانهای تکیه کرده بر تکه پارههای امید و آرزو را به ساحل نجاتِ ایمان برسانیم، و دور از هیاهوی خاشاکِ سرگردان، ابرهای رحمت خود را که از اقیانوسِ عشق و کرامت تو برخاسته است به آبیاری لالههایت هدایت کن که با صدای بوسة باران، بوی تربت کربلا در فضا پراکنده شود و آتش طغیانِ سرکشان را با عرق جبین سلحشوران اسلام خاموش ساز؛ و چه زیبا خواهد بود وقتی که آسمانِ دلهای عاشقانت صاف و آفتابی جلوهگر شود.
شاید آن روز صبحِ شکفتنِ تمام لالهها در بهار باشد.
دستگاه نماز اموز
بسم الله
مجموعه ای مشابه یک رادیو که با ۳ عدد باطری کار میکند و برای یادگیری و تصحیح نماز به بچه ها کمک می کند.
شامل: اذان ، اقامه ، تکبیره الاحرام ، قرائت سوره حمد ، قرائت سوره توحید ، ذکر رکوع ، ذکر سجده ، ذکر قنوت ، تسبیحات اربعه ، تشهد ، سلام ، نماز دو رکعتی ، نماز سه رکعتی ، نماز چهار رکعتی و دعای فرج امام زمان(عج).
با فشار دادن دکمه ها و گنبد گلدسته هر یک از موارد قرائت میشود.(مثلا سجده: نحوه ی صحیح سجده رفتن و قرار گرفتن اعضای بدن بر روی زمین و ذکر سجده گفته میشود)
اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی و قرائت نماز مقام معظم رهبری.
آیا فلسفه شکسته خواندن نماز را می دانید؟
|
فلسفه شکسته شدن نماز چیست؟ |
|
|
آیا می دانید چرا نماز می خوانیم؟
بسم الله
آرامش دل
تا حالا شده تو خیابون یا توی پارک بچه ای را ببینید که گم شده و به دنبال مادرش می گرده و وقتی که به کمک مردم مادرش را پیدا میکنه در آغوش مادرش میپره و آرام میشه.
ما آدمها هم مثل کودک گمشدهای هستیم که در طول زندگی به دنبال کسی یا چیزی می گردیم که با آن آرامش پیدا کنیم.
اون چیز نمی تواند پول، مقام، قدرت، زیبائی و….باشد، چون بعضی از آدم اینها را دارند، اما باز هم آرامش ندارند و همیشه مضطرب و نگران هستند.
در قرآن کریم آمده است: (( آگاه باشید که دل ها با یاد خدا آرامش پیدا میکند.))
و نماز بهترین راه برای رسیدن به آرامش است.
تشکر از خدا
در اطراف هر کدام از ما آدمهای زیادی هستند که به ما محبت میکنند، مثل بابا، مامان، معلم و خیلیهای دیگه و ما دوست داریم از آنها به خاطر محبتی که به ما میکنند تشکر کنیم.
مثل وقتی که میخواهیم از خدای مهربان تشکر کنیم و نماز میخوانیم.
او کسی است که صدها و هزارها نعمت به ما هدیه داده و لحظه به لحظه مواظب و مراقب ماست. تمام کسانی که به ما محبت میکنند هم، خدا به ما هدیه داده است.
پس ما با نماز میتوانیم از خدای مهربان به خاطر این همه نعمت و مهربانی که به ما هدیه میکند تنها یک کمی تشکر کنیم.
چشمه آب
وقتی که بدن ما کثیف شده است باید آن را با آب بشوئیم تا تمیز شود و آن وقت احساس خوشایندی میکنیم ،چون پاکیزه و تمیز میشویم .
روزی پیامبر مهربان اسلام رو به یارانشان کردند و گفتند: (( فرض کنید در جلوی خانهی شما، چشمهای جاری است و شما هر روز پنج بار در آن خود را میشویید.
آیا به تن شما آلودگی باقی میماند ؟))
یاران گفتند : ((خیر! ))
پیامبر دوباره گفتند : (( بله نمازهای پنجگانه همین اثر را دارند. با پنج نماز در شبانه روز خداوند، بدیها و گناهان را از آدمی میزداید و او را پاکیزه میکند.
دوست داشتن واقعی
اگر ما کسی را دوست داشته باشیم دوست داریم با او حرف بزنیم.
کسی که نماز میخواند، خدا را دوست دارد و دلش می خواهد با او حرف بزند.
البته نباید تند تند و با عجله با خدا صحبت کرد. باید آرام حرف زد.
انسان اگر کسی را دوست داشته باشد، عجله نمیکند و آرام با او صحبت میکند.
بنابراین باید با آرامش نماز خواند. وقتی که شما کسی را واقعاً دوست داشته باشید آن طور رفتار میکنید که او میخواهد.
خدای بزرگ ما را خلق کرده است و ما را خیلی زیاد دوست دارد و بسیار بسیار از ما داناتر است از ما خواسته است که به این صورت نماز بخوانیم که او میخواهد.
پس ما آن گونه رفتار میکنیم که خدای مهربان می خواهد تا از دست ما راضی وخشنود باشد
نکات ضروری در رابطه با شیوه آموزش نماز و سایر عبادات به کودکان
بسم الله
در رابطه با شیوه آموزش نماز و سایر عبادات به کودکان رعایت نکات زیر ضرورى است:
۱- نماز خواندن در حضور کودک و نوجوان:
به دلیل وجود حسّ تقلید و الگوگیرى در کودکان، نماز والدین در حضور کودک مىتواند سهم بسزایىدر تربیت دینى کودکان به ویژه تعلیم نماز، داشته باشد.
۲- بردن کودک به مساجد و مجالس مذهبى:
این روش نیز در ایجاد علاقه به نماز و… در کودک تأثیر فراوانى خواهد داشت. البته به شرطىکه این کار با
محبت و نرمش انجام گرفته و فارغ از هر نوع اجبار و تحمیلى باشد و نیز به خستگى و آزردگى کودک منجر نشود.
۳- ایجاد جاذبه ظاهرى:
شما مىتوانید بر اساس میل فرزندتان مقنعه و چادر مناسب و زیبا و نیز مهر و تسبیح و سجاده و…
دلخواهش را تهیهکنید و نیز رعایت والدین نسبت به ظواهر دینى همانند پوشیدن لباس زیبا هنگام نماز
و برپایى نماز در مکان تمیز و شایسته و… به نوبه خود تأثیراتمثبتى در رفتار و تربیت دینى کودک خواهد داشت.
۴- چون بلوغ شرعى دختران از سن ۹ سالگى آغاز مىگردد.
از این رو بر اساس روایات لازم است از سن ۶ سالگى آنان را به خواندن نماز و…وادار کرد.
چنان که امام صادق(ع) فرمود: »از سن ۶ تا ۷ سالگى کودک را به نماز وادارید و در ترک آن مؤاخذهاش کنید.«
البته لازم است اجبار به نماز، توأم با محبت و رأفت نیز باشد؛
در غیر این صورت آثار منفى چنین روشى بیش از آثار مثبتش خواهد بود.
در موردعبادات دیگر نیز باید اجبار نمودن متناسب با ظرفیّت و توان کودک باشد مثلاً نسبت به روزه از او خواسته شود که چند ساعت روزه بگیرد و…
۵- تشویق:
تشویق کودکان مهمترین نقش را در تربیت دینى آنان خواهد داشت.
اگر تشویق کودکان در حضور دیگران صورت گیرد تأثیراتشبیشتر از روشهاى دیگر خواهد بود.
از طرفى تشویقها را مىتوان از طریق دادن جایزه، خریدن اسباب بازى مناسب، خوراکى دادن، پول و… انجامداد.
(البته در بین تشویقها، تشویق لفظى و دادن مسئولیت، بیشترین اثر را دارند)
۶- گفت و گو درباره نماز و… بین اعضاى خانواده:
این روش نیز در تعمیق اعتقادات دینى کودکان بسیار مؤثر است؛ البته لازم است مباحث درسطح متناسبى بوده و با قصه و شعر و… همراه باشد تا در قلب کودک و نوجوان نفوذ کند.
پیامبر، نماز و کودکان
بسم الله
روزی پیغمبر اکرم با جمعی از مسلمانان در نقطه ای نماز می گذارد.
موقعی که آن حضرت به سجده می رفت حسین علیه السلام که کودک خردسالی بود به پشت پیغمبر سوار می شد و پاهای خود را حرکت می داد و هی هی می کرد.
وقتی پیغمبر می خواست سر از سجده بر دارد او را می گرفت، پهلوی خود به زمین می گذارد.
باز در سجده ی دیگر، و تا پایان نماز طفل مکرر به پشت پیغمبر سوار می شد.
یک نفر یهودی ناظر این جریان بود. پس از نماز به حضرت عرض کرد:
شما با کودکان خود طوری رفتار می کنید که ما هرگز چنین نمی کنیم.
پیغمبر اکرم در جواب فرمود:
اگر شماها به خدا و رسول خدا ایمان می داشتید با کودکان خود عطوف و مهربان بودید. مهر و محبت پیغمبر عظیم الشأن نسبت به کودک، مرد یهودی را سخت تحت تأثیر قرار داد و صمیمانه آیین مقدس اسلام را پذیرفت (۱) و همچنین نقل شده است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله مردم را به نماز خواند و حضرت امام حسن علیه السلام طفل خردسال صدیقه ی اطهر نیز با آن حضرت بود.
پیغمبر طفل را پهلوی خود نشاند و به نماز ایستاد. یکی از سجده های نماز را خیلی طول داد.
راوی حدیث می گوید:
من سر از سجده برداشتم، دیدم حضرت حسن از جای خود برخاسته و روی کتف پیغمبر صلی الله علیه و آله نشسته است، وقتی نماز تمام شد مأمومین گفتند: یا رسول الله، چنین سجده ای از شما ندیده بودیم، گمان کردیم وحی به شما رسیده است.
فرمود: وحی نرسیده بود، فرزندم حسن در حال سجده بر دوشم سوار شد، نخواستم تعجیل کنم و کودک را به زمین بگذارم، آن قدر صبر کردم تا طفل، خودش از کتفم پایین آمد.
این عمل رسول اکرم صلی الله علیه و آله با کودک خردسال خویش در محضر مردم نمونه ی روشنی از روش آن حضرت در تکریم کودک است، پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله با طول دادن سجده حداکثر احترام را درباره ی فرزند خود معمول داشت و در ضمن به همه مردم راه شخصیت و استقلال کودک را آموخت. (۲)
پی نوشت :
۱٫ بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۸۳٫
۲٫ بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۸۲

نماز شکسته از احکام امتنانی و تسهیلی خداوند برای مسافران است؛ اما این که چرا برای عبادت خداوند، شرایطی مقرر شده است، توجه به نکات ذیل مفید است: